نوشته شده توسط : محفوظ

 

 

به گزارش خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، به دليل حضور نيافتن شكوري راد در مناظره «وارثان خط امام» كه عصر ديروز در سالن ابن سيناي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي برگزار شد، دانشجويان در حضور حجت الاسلام رسايي به برپايي تريبون آزاد پرداختند.

در ابتدا به دليل آزادي سياسي كه بسيج دانشجويي مطرح کرد، فرصت به يكي از دانشجويان مخالف داده شد.

وي ابتدا بيانيه بسيج دانشجويي را مورد نقد قرار داد و گفت: بايد تكليف و موضع مشخص شود؛ چرا نمايندگان مجلس در مقابل بعضي از اصول هيچ واكنشي نشان نمي دهند، اما در مقابل فردي مانند مطهري موضع گيري مي كنند و تا جايي پيش مي روند كه مي خواهند وي را از فراكسيون مجلس خارج كنند.

اين دانشجو ادامه داد: من داراي دستبند سبز هستم و بارها به اغتشاشگري متهم شده ام، اما جنبش سبز، جنبش موسوي و كروبي نيست و بر طبق توصيه مقام معظم رهبري همه را دعوت به بصيرت مي كنم.

در ادامه تريبون آزاد يكي از دانشجويان در پاسخ به دانشجوي اول گفت: چرا تمامي شبكه هاي غربي از شما دفاع مي كنند؟ آيا واقعا دولت هاي آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي بدون دليل براي اشخاصي مانند كروبي و موسوي هزينه مي كنند؟ و اگر اينها مقيد چنين حرف هايي نيستند چرا پشت رهبري را نمي گيرند؟

دانشجوي ديگر ادامه داد: افرادي كه مدعي خط امام هستند بايد در جهت خط امام قدم بردارند، نه اينكه صحبت هاي امام را دستاويز خود كنند؛ چرا که مطابق فرمايش امام، «روزي كه آمريكا از ما دفاع كرد، روز عزاست.»

وي تصريح کرد: برخوردي که در روز 14خرداد با سيد حسن شد پاسخ طبيعي مردم به عملكرد يك سال گذشته وي بود.

اين دانشجو خطاب به سيد حسن خميني بيان داشت: هنوز 20 سال از فوت امام خميني(ره) نگذشته و دانشجويان مي خواهند اين قضيه را به شما گوشزد كنند كه بر طبق نظرات امام راحل گام برداريد./انتهاي پيام/

يكي از دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي با اشاره به حمايت آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي از سران فتنه گفت: آيا شبكه‌هاي غربي بدون دليل از ميرحسين موسوي حمايت مي‌كنند؟



:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 394
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : 21 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ

بازخواني هشدار كيهان در 20 خرداد 1388:

سناريوي آشوب و انقلاب مخملي

 

 

* يكسال پيش يعني 20 خرداد 1388 و 2 روز مانده به انتخابات، كيهان در يادداشتي هشدار داد كه سناريويي پس از شكست در انتخابات اجرا خواهد شد كه هدفش ايجاد آشوب و در نهايت شكل گيري انقلاب مخملي در ايران خواهد بود كه متن كامل اين يادداشت جهت بازخواني در زير آورده مي شود:

اطمينان تندروهاي اداره كننده جريان حامي ميرحسين موسوي كه اطراف كروبي را هم گرفته اند به شكست در انتخابات 22 خرداد 88 ، موجب شده است كه پروژه «آشوب» و «مخدوش جلوه دادن انتخابات» كه از مدت ها قبل مقدمات سخت افزاري و نرم افزاري آن -با تكيه بر الگوهاي خارجي- فراهم شده روي ميز اتاق عمليات رواني جريان اصلاح طلب قرار گيرد. ازحدود يك هفته پيش، يعني از زماني كه پيروزي هاي قاطع احمدي نژاد در مناظره هاي انتخاباتي آغاز شد، موجي از اقبال مردمي نسبت به كانديداي اصولگرا ايجاد شد كه به نظر مي رسد اكنون در اوج قرار دارد. اوج گيري راي احمدي نژاد و قطعي شدن پيروزي او در دور اول انتخابات اكنون در تمام نظرسنجي هاي انجام شده توسط مراكز معتبر ظاهر شده است و بالا گرفتن استقبال هاي مردمي از احمدي نژاد در تهران و شهرستان ها نيز شاهد ديگري است كه نشان مي دهد جريان تندرو ديگر نمي تواند اميدي به نتيجه گرفتن از انتخابات 22 خرداد داشته باشد.

بخشي از جريان اصلاح طلب مانند برخي چهره هاي كليدي مجمع روحانيون البته از مدت ها قبل از ايده پيروزي در انتخابات عبور كرده و آن را ناممكن ارزيابي مي كردند اما اكنون اين طرز فكر در حال فراگير شدن در جبهه اصلاحات است و تقريبا همه اعضاي اين جبهه به استثناي تعداد معدودي كه در ستاد اصلي موسوي حضور دارند به اين باور رسيده اند كه نه براي «پيروزي» بلكه براي «پس از شكست» بايد فكري كرد و به همين دليل اكنون برنامه اي جدي در حال اجراست كه اولا شكست راتوجيه كرده و ثانيا آن را به بحراني براي نظام و دولت آينده تبديل نمايد. كيهان پيش از اين برخي از اجزاي اين پروژه را افشا كرده اما در اين گزارش به نحو دقيق تر و با اطلاعات به روز شده تري به آن خواهيم پرداخت.

پرده اول، تقلب

از مدت ها قبل، شايد بيش از 6 ماه قبل از انتخابات، بخشي از جريان اصلاح طلب شروع به گشودن باب بحث هايي در اين باره كرد كه روندبرگزاري انتخابات در ايران مخدوش است و حتي فخر السادات محتشمي پور همسر مصطفي تاج زاده در يك سخنراني انتخاباتي تاكيد كرد «تاكنون هيچ انتخاباتي در ايران سالم نبوده است»! در حالي كه اولا اصلاح طلبان خود مجري برخي از مهم ترين انتخابات هاي برگزارشده در ايران بوده اند و ثانيا خود آنها در برخي از اين انتخابات ها برنده شده اند. اين اظهار نظر و مواردي شبيه آن كه دراين مدت مكررا گفته شده هيچ معنايي جز چسباندن نوعي انگ پيشاپيش به انتخابات با هدف مخدوش ساختن آن نمي تواند داشته باشد.

با توجه به اينكه اساسا در انتخابات ايران به لحاظ ساختار سيستم هاي نظارتي و اجرايي دست اندركار انتخابات جابجايي موثر آرا اساسا امكانپذير نيست (خود اصلاح طلبان هم زماني كه در انتخابات مجلس ششم تصميم به دستكاري در آرا گرفتند نهايتا نتوانستند اقدام موثري انجام دهند؛ حتي در مورد انتخابات رياست جمهوري نهم هم كه اصلاح طلبان يكسره آن را مخدوش مي خوانند مي توان به اظهار نظر عبدالواحد موسوي لاري مراجعه كرد كه گفته بود آن انتخابات در نهايت صحت و سلامت برگزار شده است ) اين سوال بوجود آمد كه به راستي اگر اصلاح طلبان كوچكترين اميدي به برد در انتخابات داشتند آيا هرگز به اين گستردگي و شدت اصل انتخابات را زير سوال مي بردند؟ جريان اصلاح طلب در گسترده كردن بحث تقلب البته از حمايت و پشتيباني وسيع طرف خارجي هم بهره مند بود.

در اين مدت حجم انبوهي از مقالات و اظهارنظرها از جانب منابع غربي مي توان يافت كه مستقيما گفتمان تقلب را تاييد و تكميل مي كند. اگر بحث به همين مقدار خاتمه مي يافت و صرفا احتمال تقلب مطرح مي شد، اين امكان وجود داشت كه ماجرا بي اهميت دانسته شود ولي اين پروژه به سرعت ابعاد ديگري يافت كه صورت مسئله را كاملا دگرگون كرد.

پرده دوم، صيانت از آرا

با نزديك شدن به زمان انتخابات به تدريج اخباري منتشر شد كه اصلاح طلبان براي نخستين بار در كنار مكانيسم هاي رسمي نظارت بر انتخابات از جمله حضور ناظران سر صندوق هاي راي كه قانون انتخابات آن را به رسميت مي شناسد، در حال بوجود آوردن ساختارهايي هستند كه قرار است روز انتخابات به عنوان يك ناظر غير رسمي عمل و اظهارنظر كند. اطلاعات موجود نشان مي دهد پس پرده اين ماجرا به طور كامل دست طرف بازنده انتخابات سوم تير و افراد نزديك به اين جريان درون سازمان مجاهدين است كه هنوز تصور مي كنند در سوم تير تقلب شد كه آنها نتوانستند راي بياورند. كميته هاي صيانت از آرا ابتدا سعي كردند نوعي هويت حقوقي براي خود به وجود بياورند اما بعد كه نهادهاي قانوني تاكيد كردند هرگز آنها را به رسميت نخواهند شناخت، اين كميته ها به عنوان بخشي از ستادهاي كانديداها اما در واقع مستقل از آنها شكل گرفت.

بنا بر اخبار موثق طراحان اين پروژه نرم افزاري كامپيوتري هم تهيه كرده اند كه قرار است روز انتخابات ناظران كانديداها سر صندوق ها كه در واقع مرتبط با كميته صيانت از آرا هستند از طريق تلفن همراه خود با آن ارتباط گرفته و با وارد كردن كدهايي خاص تخلفات ادعايي خود را به بانك اطلاعاتي آن منتقل نمايند. جزوه هاي مربوط به چگونگي كار با اين نرم افزار به شكل كامل تدوين و توزيع شده است.

مطابق برخي اخبار كميته صيانت از آرا در روز انتخابات موظف به 3 كار خواهد بود: 1-انتشار ساعت به ساعت تخلفات ادعايي 2- تنظيم شكايت هاي حقوقي بر مبناي اين اطلاعات ساختگي 3- اعزام نيرو به حوزه هاي انتخابيه اي كه در آن روند راي مردم به نفع جريان مورد بحث نيست كه اگر توانستند راي را در آن صندوق ها بشكنند و اگر نتوانستند همانطور كه آموزش ديده اند مقدمات لازم براي باطل شدن راي آن صندوق را فراهم آورند. در واقع اگر فرض كنيم ادعاي تقلب تدارك پيشاپيش اصلاح طلبان براي توجيه هواداران خود به هنگام آشكار شدن شكست است، كميته هاي غير قانوني صيانت از آرا منابعي هستند كه بايد شبه مستنداتي براي اين ادعا فراهم آورند.

پرده سوم، آشوب

مجموعه اطلاعات موجود نشان مي دهد اين نگاه كه اصلاح طلبان انتخابات را باخته اند و درتدارك توجيه آنند، نگاهي ناقص به پروژه فعلي راديكاليسم غربگرا در ايران است. دو علامت كه ظرف حدود دو ماه گذشته ظاهر شده هشداري است بر اينكه ابعاد اين پروژه در واقع بسيار فراتر از صرف طرح بحث تقلب است. اول اينكه ستادهاي ميرحسين موسوي براي اولين بار در طول تاريخ رقابت هاي انتخاباتي و صد در صد تحت تاثير الگوي انقلاب هاي رنگين در كشورهاي آسياي ميانه «رنگ سبز» را به عنوان نماد كانديداهاي خود برگزيدند و از آنها خواستند خود را براي راه اندازي يك موج سبز در كشور آماده كنند.

كيهان در نخستين روز اعلام اين خبر آن را اقدامي مخملي خواند و اعضاي ستاد موسوي در پاسخ گفتند كه اقدامي مذهبي انجام داده اند نه مخملي بي آنكه بگويند اگر رنگ سبز مربوط به سادات است چرا بايد همه مردم سبزپوش شوند از جمله تعدادي از افراد حامي موسوي كه اساسا اعتقادي به اين قبيل امور ندارند!؟ دوم و مهم تر اينكه در دو هفته گذشته اصلاح طلبان هواداران خود را دعوت به حضور گسترده در خيابان ها كرده اند كه اين حضور در موارد متعددي به سرداده شدن شعارهاي تند، اغتشاش و آشوب، تعرض به مردم و خسارت زدن به اموال خصوصي و عمومي منجر شده است. اگرچه افراد حاضر در اينگونه تجمعات نسبت به انبوه مردم ايران بسيار اندكند -وحتي همه هواداران موسوي را هم در بر نمي گيرد- اما اين موضوع كه تحركات آنها مانند حمله به هواداران احمدي نژاد، سر دادن شعار عليه اركان نظام و ايجاد زنجيره هاي انساني در خيابان هاي تهران و برخي مراكز استان ها، از جانب مراكزي خاص هدايت مي شود، كاملا مستند و دقيق است. اطلاعاتي وجود دارد كه نشان مي دهد كانون هاي پشت پرده اخيرا تصميم گرفته اند ميزان خشونت و گستردگي اين تجمعات را افزايش دهند.

آنان به بهانه جشن پيروزي- كه خود مي دانند ماتم شكست است- پيشاپيش از وزارت كشور درخواست تجمع در روز بعد از انتخابات (23 خرداد) كرده اند. بنابراطلاعات موجود خبرنگاران خارجي جزء اركان اصلي اين تجمع بوده و جريان اصلاح طلب سعي دارد در اين پوشش دست به آشوب و اغتشاش زده و در مقابل دوربين بيگانگان عليه نظام موضع بگيرد. و اين دقيقاً همان نسخه اي است كه از انقلاب هاي رنگي كپي برداري شده است.

از كنار هم گذاشتن اين دو علامت و ضميمه كردن آن به بحث تقلب و صيانت از آرا مي توان نتيجه اي بسيار مهم گرفت و به ابعاد گسترده آخرين پروژه امريكا در ايران پي برد.

مقدمات انقلاب مخملي
توهم بزرگ

علائم بسيار آشكار در حال حاضر نشان مي دهد كه الگوي شناخته شده انقلاب هاي رنگي در ايران در پوشش مبارزه انتخاباتي از جانب يك گروه خاص مرتبط با كانون هاي بيروني در حال اجراست و اگرچه توفيق اين پروژه درايران چيزي جز يك توهم بزرگ نيست اما برخي از نيروهاي سياسي از جمله ميرحسين موسوي برخي احزاب و چهره هاي اصلاح طلب را به كام خود خواهد كشيد.

خلاصه داستان اين است: جريان اصلاحات اكنون قصد دارد شكست خود را كه كاملا قطعي شده به شكستي براي تمام نظام تبديل كند. برخي تحليلگران عقيده دارند اين جريان اساسا از ابتدا اعتقادي به پيروزي در انتخابات نداشته و به دنبال هدفي ديگر بوده است. روش اين است كه انتخابات زير سوال برود، كانديداي اصولگرا كه بي گمان با راي وسيع مردم انتخابات را خواهد برد محصول نوعي اراده حكومتي و راي سازماندهي شده معرفي شود، مشروعيت دولت آينده زير سوال برود و نهايتا با دخالت كشورهاي خارجي نظام از حيث ماهيت دموكراتيك آن به چالش كشيده شود و نوعي آشوب و اعتراض مزمن در كشور نهادينه گردد. اطلاعات كيهان نشان مي دهد برخي از اين گروه ها خود را براي بست نشيني در روز انتخابات مقابل وزارت كشور و استانداري ها و فرمانداري ها آماده كرده و چند روز است كه در تهران اين كار را تمرين مي كنند.

همچنين تداركات وسيعي براي آشوب و ناامني ديده شده و برخي از كانون هاي بيروني هم در حال نقش آفريني در اين صحنه هستند. ستاد موازي كه اصلاح طلبان به نام حاميان موسوي تشكيل داده بودند اكنون فعاليت هاي خود براي پيروزي او را متوقف كرده و همه انرژي خود را بر آشوب آفريني متمر كز نموده است. رسانه هاي اصلاح طلب ديروز از قول خانم زهرا رهنورد خبر دادند كه گفته است «اگر احمدي نژاد پيروز شد بدانيد تقلب شده است» و همه اينها نشان مي دهد كه برنامه ريزي وسيعي براي تدارك آشوب و ناامني براي گريز از نتيجه محتوم انتخابات آغاز شده است. تنها روش مقابله با اين پديده حفظ هوشياري، حضور گسترده در مجامع دفاع از رهبري و تفكر اصولگرايي، شركت بسيار وسيع در انتخابات و بوجود آوردن يك 23 تير ديگر است. دشمن همچون هميشه اين بار هم شكست خواهد خورد منتها به اين شرط كه كسي در اداي تكليف خود كاهلي نكند.

علائم آشكار نشان مي دهد كه الگوي انقلاب هاي رنگي در ايران در پوشش مبارزه انتخاباتي از جانب يك گروه خاص مرتبط با كانون هاي بيروني در حال اجراست و اگرچه توفيق اين پروژه در ايران چيزي جز يك توهم نيست اما برخي از نيروها از جمله موسوي برخي احزاب و چهره هاي اصلاح طلب را به كام خود خواهد كشيد.



:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 473
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : 21 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ

 

 

به گزارش خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، حجت الاسلام رسايي در برنامه اي كه قرار بود عصر ديروز در قالب مناظره با عنوان «وارثان خط امام» با حضور شكوري راد در سالن ابن سيناي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي برگزار شود، حضور يافت و به دليل حاضر نشدن عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت به سخنراني پرداخت.

وي با بيان اينكه 14 عنوان كتاب هاي تحت تاليفش در دوران اصلاحات توسط مهاجراني زير تيغ سانسور رفت، افزود: با روي كار آمدن دولت هاشمي رفسنجاني بدترين انتقادها به سوي دولت موسوي نشانه رفت تا جايي كه حتي مراسم خداحافظي براي ميرحسين موسوي برگزار نشد.

نماينده مردم تهران در مجلس با اشاره به صحبت هاي مير حسين موسوي مبني بر اينكه خيانتي كه هاشمي رفسنجاني به ايران كرده هيچ كس انجام نداده است، اذعان داشت: هاشمي رفسنجاني معتقد بود بعد از جنگ بايد كشور را ساخت و زمينه دولتي پركار و پرخرج را ايجاد كرد، اما دولت اصلاحات خاتمي، پركاري دولت سازندگي را نداشت، ولي مانند آن پرخرج بود و اين دو دولت با حكومت هاي ائمه اطهار كه دولت هاي پركار و كم خرج هستند داراي تناقض بودند.

رسايي افزود: رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام براي سازندگي در كشور، خود را مجبور به استفاده از كساني كرد كه تعهد كمتري به نظام داشتند، اما داراي تخصص بودند که اين راه برخلاف شاخص امام است؛ زيرا به دليل بار دنيوي مديريت، بين اين مقوله و مسئوليت تفاوت قائل بودند، بر اين اساس شاهد بوجود آمدن طبقه تكنوكرات، اشرافي گري و ايجاد تورم در دولت وي بوديم.

وي علت قهر مردم با صندوق هاي راي را اشرافي گري دولت سازندگي دانست و عنوان كرد: اشراف گرها كم كم خود را رقيب مردم دانستند و مردم اين را حس كردند كه عده اي كه در کشورشان حاكميت مي كنند با آنها يكرنگ نيستند و در قالب اعتراض به اين قوم دو جريان منتقد دولت و موافق دولت شكل گرفت.

نماينده مردم تهران در مجلس با اشاره به زمينه فعاليت روزنامه سلام گفت: مردم براي فرار از چهره كريه دولت هاشمي به اصلاحات روي آوردند، اما اتفاقي كه افتاد اين بود كه خاتمي با پز، راي مردم را گرفت، ولي راهي را بوجود آورد تا تمامي مديران دولت سازندگي به اصلاحات ريزش كنند.

رسايي در ادامه تصريح كرد: در دوران خاتمي احزاب حاكم بودند، نه مردم و لذا احزاب از وي سهم خواهي مي كردند؛ با برگزاري انتخابات نهم رياست جمهوري، افرادي كه تخريب كنندگان هاشمي رفسنجاني در مجلس ششم بودند به تقديس كنندگان وي تبديل شدند و ميرحسين موسوي كه مي گفت هاشمي خيانتكار است به صورت ناخودآگاه در دفاع از هاشمي بيانيه داد.

وي با اشاره به راي آوري احمدي نژاد گفت: مردم از ترس هاشمي رفسنجاني به آغوش وي پناه بردند كه در اين انتخابات جنگ بين اصول گرا و اصلاح طلب نبود، بلكه جنگ بين فقر و غنا بود كه به گفته امام اين جنگ حقيقي است.

نماينده مردم تهران در مجلس با بيان اينكه مدل دولت احمدي نژاد به حكومت هاي اهل بيت نزديكتر است، ادامه داد: در انتخابات دهم صف بندي ها به هم خورد و شاهد اصول گراياني مانند ناطق نوري بوديم كه براي ميرحسين موسوي سينه مي زدند؛ در اين انتخابات دو جريان مدافع اشرافيگري و مبارزه با فساد بوجود آمد.

رسايي سبزهاي موجود در جامعه را به چهار دسته تقسيم كرد و گفت: دسته اول سبزها سبز مقدس هستند كه 70 ميليون جمعيت دارند، دسته دوم سبز محترم نام دارند و آنهايي هستند كه پاي صندوق راي آمدند؛ زيرا اگر آنان نبودند حماسه 40 ميليوني رخ نمي داد؛ چرا که هر كسي كه پاي صندوق راي آمد در اصل نظام جمهوري اسلامي را تاييد كرد.

وي دسته سوم سبزها را سبزهاي معترض ناميد و عنوان كرد: تعداد معترضان در كل كشور دو ميليون نفر بود كه روز به روز نيز ريزش كردند، اما دسته چهارم، سبزهاي منحرف هستند يعني همان هايي كه شعار «نه غزه نه لبنان» سر دادند و عكس امام را پاره كردند كه بايد با آنها به طرز جدي برخورد كرد؛ آنان افرادي هستند كه اصلا در انتخابات شركت نكردند و از طريق آقازاده فراري براي ايجاد اغتشاش در كشورتامين شده بودند.

نماينده مردم تهران در مجلس خطاب به موسوي تاكيد كرد: شمايي كه دولت نهم را قانون گريز مي ناميد آيا قانوني كه توسط آن در انتخابات شركت كردي، قبول داري؟ اگر چه حتي ممكن است ظاهري از خيرخواهي داشته باشي، اما اين يك سال چه كسي از قانون مي گريخت و اين اعمال نشانه اي از زدن مهر باطل به روي خودت است.

رسايي با اشاره به بيانيه هاي قانون شكن و قانون گريز ميرحسين موسوي گفت: اين چه خط امامي است كه مجموعه حيوانات از گوگوش تا سروش در آن جمع شده اند؟ امام مي گويد همه اينها نجس هستند و هر زماني كه آنان از شما تعريف كردند به خودتان شك كنيد؛ اين نشانه سبزهاي منحرف است كه واسطه بيگانگان هستند، اما ما انقلاب را مجاني بدست نياورديم كه بگذاريم چنين افرادي آن را از ما بگيرند.

وي در ادامه افزود: تفاوت هاي جنگ نرم و سخت در اين است كه در جنگ سخت همه چيز اسرار نظامي است، اما در جنگ نرم دانستن حق مردم است؛ در جنگ سخت كافي است دشمن را بشناسي، ولي در جنگ نرم شناخت دشمني دشمن سخت تر است.

نماينده مردم تهران در مجلس با بيان اينكه وارثان خط امام و رهبري در نماز جمعه 14 خرداد راه را تبيين كردند، تصريح كرد: دليل اينكه دشمنان، امام و خط امام را از آن خود مي دانند، اما با ولايت فقيه به دشمني پرداخته اند اين است كه مانند قضيه عمر در زمان رحلت پيامبر اكرم عمل مي كنند و مي گويند قرآن كافي است.

رسايي ادامه داد: از نظر عمر قرآن يك كتاب است كه هر كس مي تواند به نفع خودش تفسير كند، اما اهل بيت و قرآن صامت هستند و در مقابل منحرفان مي ايستند و عمران زمانه، امام را صامت و ولي فقيه را ناطق مي نامند و تا جايي پيش مي روند كه با به نمايش گذاشتن مستند شاخص دادشان گوش آسمان را كر مي كند.

وي خاطرنشان كرد: چرا با گذشت 20 سال از ارتحال امام هنوز مردم وي را دوست دارند؛ زيرا امام بين فرزندش و نظام، نظام را برگزيد، اما هاشمي رفسنجاني فرزندش را تاييد كرد و مجبور شد در 22 بهمن با چندين حلقه حفاظتي بين مردم حاضر شود./انتهاي پيام/ 

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي با اشاره به سخنان ميرحسين موسوي مبني بر ادامه خط امام گفت: اين چه خط امامي است كه از گوگوش تا سروش و تمامي منحرفان در آن قدم مي‌زنند؟



:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 401
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : 21 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ
 

صداي آمريکا در آستانه سالگرد دهمين انتخابات رياست جمهوري اقدام به پخش مستندي درباره زندگي، عکس ها و نحوه مرگ ندا آقا سلطان کرد و طي آن خانواده ندا براي نخستين بار در يک گفت و گوي تلويزيوني شرکت کرده و به روايت خاطراتي از خاطرات وي در دوران مختلف زندگيش پرداختند.

اين مستند توسط شبکه‌اي که سالانه 10 مستند را با توجه به وقايع مهم روز تهيه مي کند توليد شده است و کارگرداني آن را آنتوني توماس عهده دار بود و گفت و گو با خانواده ندا آقا سلطان نيز توسط سعيد کمالي دهقان روزنامه نگار ايراني صورت گرفته بود.

اين مستند به سه زبان فارسي، عربي و انگليسي تهيه شده است که بخش فارسي و انگليسي آن هفته آينده پخش خواهد شد.

شهره آغداشلو روايت اين مستند را به عهده داشت و رودابه بختيار و رويا برومند، يکي از مديران بنياد عبدالرحمن برومند پس از پخش فيلم مزبور به نقد، ضرورت و بررسي ابعاد شخصيتي ندا آقاسلطان پرداختند.

به گزارش آتی ؛رويا برومند الزام بر برخورداري از حجاب را يکي از مشکلات ندا آقاسلطان در ايران دانست و گفت:‌ وي مدام از اين امر انتقاد کرده و آن را يکي از مصاديق نابرابري زنان و مردان در جمهوري اسلامي ايران مي دانست.

پخش عکس هاي بي حجاب و شخصي ندا در اين مستند و رقص وي پايان بخش مستند «براي ندا» بود.



:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 428
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : 21 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ

در جریان برخورد با باند مهدی هاشمی (معدوم) بسیاری معتقد بودند که آدم موثر این قضیه برادر او، هادی هاشمی(داماد آقای منتظری) است که با توجه به انتصاب سببی او به بیت منتظری، از پیگیری اتهامات او جلوگیری شد و او به حیات سیاسی خود ادامه داد.



نظرات سید حسین موسوی تبریزی در مورد سید هادی هاشمی و مسأله عزل قائم مقام رهبری

 

1- در جریان برخورد با باند مهدی هاشمی (معدوم) بسیاری معتقد بودند که آدم موثر این قضیه برادر او، هادی هاشمی(داماد آقای منتظری) است که با توجه به انتصاب سببی او به بیت منتظری، از پیگیری اتهامات او جلوگیری شد و او به حیات سیاسی خود ادامه داد. او هم اکنون در دفتر منتظری است و کماکان خط دهی به دفتر منتظری- به ویژه پس از فوت او – را برعهده دارد. آنچه دلسوزانه نظام و در رأس آنها، بنیان گذار جمهوری اسلامی در خصوص لزوم تصفیه بیت منتظری از عناصر مغرض طرح کردند، مثمر ثمر نشد و آنچه رنجش خاطر امام عزیز را در پی داشت، اتفاق افتاد و موجب طرد مرحوم منتظری از سوی امام و مردم شد.

 

2- کتاب خاطراتی در سال 1384 از سوی سید حسین موسوی تبریزی(دادستان کل انقلاب که در زمان امام برکنار شده و از حامیان جریان فتنه پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری)به چاپ رسیده است که با توجه به گوینده آن، که از ارادتمندان آقای منتظری است، جای شک و شبهه ای در آن نیست . ایشان در صفحه 305 به صراحت مهدی هاشمی را متاثر از برادرش دانسته و در توصیف هادی هاشمی نوشته است:

 

"نقطه ضعف سید هادی هاشمی خود بینی و خود پسندی بیش از حد بود به طوری که گاهی من احساس می کردم که ایشان در هیچ کس غیر از خودش فهم و شعوری نمی بیند و من معتقدم همین یک عیب که خیلی بزرگ و خطرناک هم هست باعث شد که ایشان و دیگر اعضای این گروه به خصوص برادرش که متأثر از ایشان بود، مرتکب اشتباهی بشوند و موجب شوند که عده ای را با آقای منتظری دشمن کنند."

 

وی در بخش دیگری از همین کتاب صفت ناپسند دیگر هادی هاشمی را شرکت خود سرانه در تمام جلسات و ملاقات هایی که مسئولین و مدیران کشور با آقای منتظری داشتند، بر شمرده است که موجب محدودیت هایی برای حاضرین می شود(صفحه 306)

 

3- در جریان باند مهدی هاشمی، نظام بر اساس مشی حکیمانه خود تنها با عاملین اصلی باند برخورد کرد و دیگر اعضای ان( مانند م س ، ع ک ، م ص ، م ا ، اص و ...) کماکان به بیت مذکور تردد داشته و همیشه تلاش داشته اند با محوریت هادی هاشمی، همان اهداف گذشته را تحقق بخشند. در نوشته های متعددی در خصوص روحیات رادیکال، عدم درک سیاسی صحیح، انحصار گرایی، مخالفت با دیدگاههای حضرت امام(ره) و اقدامات خلاف قانون این گروه سخن گفته شده است، اما بیان این مطلب از سوی سید حسین موسوی تبریزی جالب توجه است، او سران باند مهدی هاشمی را این گونه معرفی می کند:

 

      " آنها مشکل بزرگی داشتند و آن خود بزرگ بینی اینها است و منشاء این خود بزرگ بینی این بود که اینها در بین بعضی از علما و روحانیون قرار گرفته بودند که از درک سیاسی چندانی برخوردار نبودند"

 

       موسوی تبریزی از دخالت صریح اعضای این باند در تصمیمات آقای منتظری سخن می گوید و می نویسد:

 

   " اعضای این باند اگر چه مدعی بودند که این عزل و نصب ها بر اساس رأی و نظر آقای منتظری انجام می گیرد ولی واقع امر طبق تحقیقی که در بعضی از موارد خود من کردم خلاف این را ثابت می کرد و اینها بدون توجه به نظر امام و آقای منتظری، سعی کردند کسانی را که همفکر خود می پنداشتند به مقام و منصبی برسانند و از طریق آنها اعمال نفوذ کنند"(صفحه 306)

 

4- پس از حدود دو دهه از جریان باند مهدی هاشمی، همچنان اعضای خود بین و کج اندیش این باند در دفتر مرحوم منتظری لانه کرده اند. اگر در آن مقطع سخنان خود را از طریق مرحوم منتظری بیان می کردند، این بار احمد منتظری و دیگر اعضای بیت مرحوم منتظری، اهداف مغرضانه خود را تحقق بخشند. سید حسین موسوی تبریزی با تمام تلاشی که برای تطهیر بیت منتظری دارد تصریح کرده است:

"اگر اعضای باند سید مهدی هاشمی عاقلانه و منطقی فکر می کردند دست کم برای رسیدن به اهداف رویه دیگری در پیش می گرفتند و با اعتماد به دیگران و دست برداشتن از خود بینی و خود محوری و به دور از تندرویهای بی حساب عمل می کردند، قطعا به این فرجام دچار نمی شدند"

 



5- آزموده را آزمودن خطا است، جا دارد احمد منتظری برای یک بار هم شده از تارهای تنیده شده به اطرافش دور شده و اهداف و واقعیت مشاورین و اطرافیان خود را ببیند، تصمیمات عاقلانه و منطقی را در  دستور کار خود قرار دهند تا سالها بعد ، کسان دیگری در مورد او چنین قضاوتی نکنند. به نظر می رسد بلایی که باند مهدی هاشمی( در واقع باند هادی هاشمی) بر سر مرحوم منتظری و بیت او تا کنون آورده اند، دست برادر نبوده و پس از فوت ایشان، این روند همچنان ادامه دارد تا بقایای بیت را در مسیر مقابله با نظام اسلامی و در سایه نام و اندیشه های آقای منتظری، به ورطه سقوط بیشتر و بد نامی بالاتر بکشاند.

 

(خاطرات سید حسین موسوی تبریزی، تهران چاپ و نشر عروج-وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره)  1384)

 

جای بسی تاسف است که انتشارات عروج که وابسته به بیت امام(ره) می باشد و وظیفه اصلی آن ترویج مبانی و اندیشه های حضرت امام می باشد ولی وظیفه اصلی خود را فراموش کرده و کتبی همچون خاطرات موسوی تبریزی را که با هدف تطهیر منتظری جمع آوری گردیده را به چاپ رسانده رسالت اصلی خود را فراموش می کند.



در پایان ذکر این نکته لازم است، با توجه به مطالب فوق، باند مهدی هاشمی معدوم در واقع همان باند هادی هاشمی است و به همین جهت، باند مهدی هاشمی پس از عزل آقای  منتظری تا کنون به توطئه های خود ادامه داده است، اما چون به دست پیر کبیر جماران و موسس جمهوری اسلامی حضرت امام(ره) ساقط شدند، عددی در به انحراف کشاندن نظام اسلامی نیستند لکن کینه های شکستشان از فرزند امیر المومنین را جمع کرده و در راه بدنام کردن بیت و نوه های آن بزرگ مرد گام برداشتند که با کمال غصه و تاسف توفیقاتی نیز کسب نموده اند و در این باره نقش موثر و تلاش های حساب شده  س .م (حلقه وصل بیت آقای منتظری و بیت و دفتر حضرت امام (ره))بسیار پر رنگ است که خود تفسیری مفصل دارد.

 



حلقه ارتباط این دو جریان با یکدیگر س.م می باشد و در نقش آفرینی خود آنچنان خوب عمل کرده است که برای فرزندان معنوی حضرت روح الله این مسئله به وضوح آشکار شده است که وی توانسته است با انتقال ایده ها و برنامه های باند مذکور تعدادی از منسوبین حضرت امام را برای رسیدن به اهداف غرض ورزانه فتنه گران به خود جذب کند .

 

آیا غصه و تاسف ندارد باند مخوف و پیچیده ای که در سایه قدرت قائم مقام رهبری(آقای منتظری) به ارکان نظام نفوذ کرده بود و به دست عبد صالح خدا؛ خمینی مقتدر ناکام و طرد شدند، و جام زهر و خون دلها به امام عزیز امت، دادند، هم اکنون اعضای بیت و دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره)، با بیت و دفتر مرحوم منتظری و باند مهدی هاشمی مرتبط و حامی هم شده اند. استفاده ابزاری جریان فتنه گر و خوارج پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری از برخی از اعضای بیت امام (ره) خود جای بسی تامل و تاسف را دارد.



به دلیل مشکلات به وجود آمده از بردن نام برخی از اشخاص معذوریم .




:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 414
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : 21 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ

چهار گروهک ضد انقلابی از جمله گروهک‌های "کومله" و "دمکرات" که در مرزهای غربی ایران مشغول اقدامات تروریستی هستند، با صدور بیانیه‌ای از میرحسین موسوی اعلام حمایت کردند.

به گزارش شبکه ایران، به دنبال اعتراض میرحسین موسوی به اعدام پنج تروریست عضو گروهک پژاک، چندین گروهک تروریستی همسو با پژاک، ضمن تحسین آقای موسوی به دلیل این اقدامش، حمایت از وی را در دستور کار خود قرار داده اند.

بر پایه این گزارش، چهار گروهک ضد انقلابی از جمله گروهک های "کومله" و "دمکرات" که در مرزهای غربی ایران مشغول اقدامات تروریستی هستند، طی جلسه ای که در دفتر سیاسی حزب دمکرات برگزار کردند، با صدور بیانیه‌ای از میرحسین موسوی اعلام حمایت کردند.

این گروهک ها با اشاره به روند رو به رشد مخالفت میرحسین با جمهوری اسلامی، بویژه پس از اعتراض میرحسین به اعدام اعضای گروهک پژاک، اهداف محوری خود را با موسوی مشترک و او را گزینه ای مطلوب برای حمایت دانسته اند.

گفتنی است، میرحسین موسوی و همسرش ماه گذشته با صدور بیانیه های اعدام پنج تروریست عضو گروهک پژاک را "ناعادلانه" خواندند و به اجرای حکم قصاص درباره آنان اعتراض کردند.



:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 409
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : 21 خرداد 1389 | نظرات ()

صفحه قبل 1 ... 9 10 11 12 13 ... 14 صفحه بعد