نوشته شده توسط : محفوظ

این بار پاسخ آیت الله مشکینی به آقای منتظری...

«تحريك كردن رئيس جمهوري به اين نحو عليه رهبري كه بيست ميليون، بيست و دو ميليون به شما راي دادند، شما بگوييد كه آقا من اين قدر راي دارم در برابر شما، تو نمي گذاري من كار كنم، اين شما و اين رياست جمهوري، نمي گذارند وزراي من كار كنند، من هم خداحافظ، مردم! اين آقا نمي گذارد من كار كنم، خداحافظ، اين تحريك بزرگي است، اين ضايع كردن انقلاب است، اين خراب كردن انقلاب است، اين صحيح نيست والله اين در مملكت مفسده است. . . به هر حال ما راضي نبوديم ايشان چنين چيزي بگويد، خودش را اين جور ساقط كند. . . اين همه ضرر به خودش و به مملكت و انقلاب بزند. من نمي دانم اين فكر را خودش در خانه توليد كرد و زائيد و اخبار كرد يا نه، گاهگاهي يك دست هاي مرموز كثيفي وارد حوزه مي شود، با جيب خالي وارد حوزه مي شوند با جيب پر از حوزه بيرون مي آيند، شايد از همين راه باشد، علم ندارم ولي احتمال خيلي قوي مي دهم كه اين جور باشد. . .

اين آقايي كه اين صحبت ها را كرده است و اين جو ناسالم را ايجاد كرده است و تقريباً در داخل و خارج صداهاي دشمنان به خوشحالي بلند شده است و ناراحتي براي دوستان انقلاب ايجاد كرده است. اين آقا با اين فضلش يك عيب داشت و اين عيب، او را در تمام جهات ساقط كرد. همه كمالاتش تحت الشعاع اين عيب قرار گرفت. من مشكوكات را نمي گويم، معلومات قطعي را برايتان مي گويم، يك عيب كه تمام محسناتش را در زير چتر قرار داد، اين بود كه از روز اول فكرش دست يك عده معدود ناصالح افتاد. اصلاً اين آقا را قبضه كردند و نتوانست از اين قبضه بيرون بيايد. . .
قبل از آنكه مهدي هاشمي اعدام بشود، چندين بار پيش او رفتم و گفتم آقا! آخر اين كيست؟ چرا اين همه از اين شخص تعريف مي كني؟ چرا اين همه دنبال او هستي؟ جنايت هاي او را مي خواني و مي بيني كه چه گفته است و در افغانستان چه كرده است، هر چه گفتم، گفت (اين عبارت ايشان است): من به مهدي هاشمي ايمان دارم. من هم ناچار بلند شدم و رفتم. من آنجا رفته بودم و دل برده بودم كه دل پيدا كنم، ايشان گفت: من به او ايمان دارم. در اين مدت در قبضه ديگران بود و ائمه جمعه را در سميناري هر سال آنجا مي آوردند، بيت ايشان در دست اطرافيانش وسيله اي براي قدرت ايشان، علم ايشان، اجتهاد ايشان شده بود، وسيله اي براي پياده كردن يك هدف هاي انحرافي كه امام مي دانست، يك عده معدودي مي دانستند كه آخرش چه چيز است كه اگر ادامه پيدا مي كرد، رئيس جمهوري ما مهدي هاشمي بود و خود او را هم، بعد از اينكه به هدف مي رسيدند نابود مي كرد. . .

حضرت آيت الله مشكيني همچنين در خطبه هاي نماز جمعه مورخ 7 آذر 1376 در خصوص اين بخش از سخنان تحريك آميز آقاي منتظري فرمودند:

«اين سخنراني بسيار بد بود. به صلاح نظام، انقلاب و وجود آن شخص نبود. در اين سخنراني رعايت نزاكت هم نشده بود، اين سخنراني مفسده دار بود كه هيچ رعايت مسايل اخلاقي هم در آن نشده بود. . . در اين سخنراني به ائمه جمعه كشور توهين شده بود و ائمه جمعه حقوق بگير عنوان شده بودند. . . در اين سخنراني رياست جمهوري مورد تحريك قرار گرفته بود. آيا تحريك نمودن نهاد رياست جمهوري درست است؟ آيا اين دعوت به افساد نيست؟ اين مسأله، بسيار زننده است در عين حال بسيار مسأله مهمي است كه مطرح شده است. من نمي دانم چرا اين مسايل مطرح شده است. . . تمام مسايل علمي مطرح شده در اين سخنراني ناتمام است. . . ما هيچ اشكالي را در رهبري نظام نمي بينيم. » ( آيت الله مشكيني، خطبه هاي نماز جمعه، 7 آذر 1376).

  حضرت آيت الله مشكيني نيز در پاسخ به شبهه اعلميت چنين فرمودند:

«اعلميت بر دو نوع است، اعلميت گاهي در مسايل علمي است، گاهي در مسايل ولايتي است كه اين دو با هم فرق دارند. . . در رهبري، آنكه ولي امر مسلمين است اعلميت تركيبيه مورد نظر است. يعني ولي فقيه بايد علاوه بر اجتهاد، مدير و مدبر و داراي بينش سياسي باشد. مجموع مسايل مطرح شده را كه در نظر بگيريم، اعلميت را به وجود مي آورد. عقل هم در رهبريت اين مجموع را در نظر دارد. . . اگر كسي برخي از اين شرايط را نداشته باشد نمي تواند رهبر و ولي فقيه باشد، شما نمي توانيد در اين مسأله خدشه كنيد، مسأله اعلميت در رهبري با مرجعيت فرق دارد. . . »

نظر حضرت آيت الله شيخ علي مشكيني، عضو جامعه مدرسين و رئيس سابق مجلس خبرگان رهبري درباره مقام فقاهت و اجتهاد آیت الله خامنه ای...

«بسم الله الرحمن الرحيم بعد الحمدالله و الصلاه و السلام علي رسوله و آله توضيح اينكه حضرت مستطاب آيت الله حاج سيدعلي خامنه اي (مد ظله العالي) واجد مقام فقاهت و اجتهاد و قدرت استنباط احكام شرعيه كه تصدي مقام معظم رهبري بدان نيازمند است، مي باشند. چنانچه معظم له حائز ساير شرايط ولايت امت و رهبري جامعه مسلمين نيز بنحو اوفي مي باشند و اين امر را خبرگان محترم رهبري از روي درايت و اطلاع خود و استفاده از بيانات و تأييدات رهبر عظيم الشأن راحل امام خميني قدس الله سره در مواقع متعدده، تأييد و تصويب نموده اند و لذا براي همه مسلمين جهان اعم از سني و شيعه و بويژه روحانيت محترم و علمأ عظام، فرقين ايدهم الله تعالي، و بر همه كسانيكه علاقه به دوام انقلاب اسلامي ايران و نفوذ و گسترش اسلام در جهان دارند و طالب امتثال اقيموا الدين و لا تتفرقوا هستند و ميل به تحقق ليظهره علي الدين كله دارند واجد مؤكد شرعي و عقلي است معظم له را به فقاهت و ولايت امر مسلمين بشناسند و بپذيرند. توفيق همه پيروان قرآن مجيد و مصلين الي القبله را از حضرت حق جل و علا خواستارم. والسلام علينا و علي عبادالله الصالحين - 15/5/1369 علي مشكيني، 14/1/1411»



:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 318
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ
14 خرداد 89، قريب به 2 ميليون قلب عاشق به شوق تجديد عهد با حضرت روح ا... ترك خانه وكاشانه كردند و به سمت مزارش شتافتند و بزرگترين نماز جمعه تاريخ را به امامت نايب بر حقش به جاي آوردند و اين ها همه از سر قدرشناسي، كه نه، از سر عشقي بود كه دم مسيحايي او در رگ هاي اين مملكت جاري كرد كه عشق به خميني عشق به تمام خوبي هاست. و هم اينان آن دم كه سيد حسن خميني پشت تريبون قرار گرفت نداي اعتراض به فتنه گران را سر دادند و عليرغم ميل برخي، همانگونه كه در فيلم هاي متعدد از خارج از مرقد امام نشان داده شده است جمعيت بر اين فرياد خود يكپارچه بودند و اگر اين گونه به ماجرا نگاه كني قول آنان كه بانگ ملت را توهين به امام قلمداد كردند را بي اساس خواهي يافت كه جمع نقيضين است و مگر مي شود كه انبوهي به شوق گراميداشت حضرتش ترك خانه و كاشانه كنند ولي چون به آنجا رسند عملي انجام دهند كه توهين به اوست؟ و اين بصيرت ملت را مي رساند كه در تقابل خط امام و نسب امام، راه و انديشه او را بر ميگزينند و در سالگرد او افكار و منش او را زنده نگه مي دارند نه نسب و خانواده اش را.

بسيار گفتند كه آن چه بر سيد حسن گذشت نتيجه رفتار هاي خود او بود، اما سوالي كه به ذهن متبادر مي شود اين است كه آيا سيد حسن و ديگراني چون ميرحسين موسوي و شيخ مهدي كروبي و هاشمي رفسنجاني و... نتيجه اين اعمال را نمي توانستند حدس بزنند و اگر نمي توانستند چرا؟
آيا سيد حسن خميني نداي ولي زمان و امت روح ا... در 9 دي و 22 بهمن را نمي شنود و نمي داند عاقبت دم خور شدن با فتنه گران اينچنين است و اگر نمي داند، چرا؟ آيا زهرا رهنورد و ميرحسين موسوي نمي دانند كه شعور مردم لرستان بيش از آن است كه بنا به امر ملوكانه جناب موسوي كه من داماد شما هستم به ايشان راي ندهند؟ آيا برخي نمي دانستند كه نتيجه نوشتن نامه بي ادبانه به رهبري آن طرد شدگي و خواري است كه ديدند؟ آيا شيخ ساده لوح نمي دانست مردمي كه بهترين جوانانشان را براي اين انقلاب و مملكت فدا كرده اند، آبروي آن را چون ناموسشان مي دانند؟ آيا نمي دانستند ...؟ و اگر نمي دانستند چرا؟ شايد براي اين سوال جواب بسيار باشد، كه خطاي تحليل داشتند و يا اطلاعات غلط به آنان دادند و ... اما بر اين باورم كه در سخنان 13 خرداد، زهرا اشراقي، كه ابتدا همسر محمد رضا خاتمي است و سپس نوه امام، مي توان جوابي بهتر يافت.
ايشان در مصاحبه اي كه سايت جماران آن را منتشر كرد ابتدا در مورد همسر بزرگوار حضرت امام كه خداوند او را بيامرزد و روحش را در كنار حضرت روح ا... قرين آرامش سازد كه ياري وفادار براي ايشان بود گفته بودند كه " ... خانم خیلی نقش داشتند. زیرا ایشان از یک خانواده روشنفکر اشرافی بودند، بنابراین تأثیر خودشان را روی فرزندان داشتند و دامادهایشان هم روشنفکر بودند ..." و پيش از آن نيز گفته بودند " اگر امام از روحانیون دیگر کمی روشنفکرتر بودند به خاطر تأثیر خانواده بوده است". كافيست كسي كمي با افكار حضرتش آشنا باشد تا با شنيدن اين جملات ياد نداي دردمندانه او بيافتد كه مي گفت "ما مظلومين هميشه تاريخ، محرومان و پا برهنگانيم" و چون به اينجا رسيد حيرت زده بنگرد كه چگونه مي توان افكار چنين امامي را ريشه دار در اشرافيت خانوادگي تحليل كرد؟ و ياد اين جمله بيافتيم كه مي گفت "تمام روشنفکرها و تمام غربزده ها و تمام قدرتمندها اگر جمع بشوند نمی توانند یک 15 خرداد ایجاد کنند" و اين كه "امروز زمانی است که ملتها چراغ راه روشنفکران شوند و آنها را از خودباختگی و زبونی در مقابل شرق و غرب نجات دهند که امروز روز حرکت ملتهاست و آنان هادی هدایت کنندگان تاکنونند." و حيرت زده ميمانيم كه مگر مي شود كسي ادعاي شناخت امام و اين سخنانش را داشته باشد و آن گاه اينگونه امام را متاثر از روشنفكري بدانند كه البته در جامعه ما تعريف آن روشن است.

آري، زماني كه حلقه هاي بسته و سياستمداري و تمايلات شخصي و ساير اسرار مگو بشود ارزش، بايد هم سخن ولي نعمتان جامعه را نشنيد حتي اگر به بلنداي شكوه 9 دي و 22 بهمن باشد و با فتنه گران نشست و برخواست و به استقبال عقوبت شدگان نظام و خطا كاران رفت، چنان كه گويي نه ولايت فقيه ولايت رسول ا... است و نه مردم ولي نعمتان جامعه. زماني كه اشرافيت افتخار مي شود و برخي آقايان در محله با صفاي امام خشت خانه هاي اشرافي خود را روي هم مي گزارند، از كوخ ها به كاخ ها كوچ مي كنند و خلاصه تجمل و ثروت مي شود دغدغه آقايان و آقازاده ها و سايرين بايد هم انديشه هاي امامِ محروم و مستضعفِ پا برهنگان را برآمده از اشرافيت معرفي كرد و امامي الهي و متكي به ذات باريتعالي را كه عمري روشنفكران غرب زده و شرق زده را شماتت مي كرد و از روشنفكران ناسزا شنيد و دشمني ديد را مديون روشنفكران معرفي كرد.
و اينان بر سه شعبه اند كه يا از ياد امام نمي توانند بگذرند، يا از نام امام و يا از نان نام امام ...
آن چه خانم اشراقي گفتند را بسياري ديگر از آنان كه خود را يگانه ميراث داران امام مي دانند به زبان هاي مختلف گفته اند و يا در عمل به نمايش گذارده اند و چنين مي شود كه پابرهنگان و محرومان امام خود را دارند و برخي " معتمدان قوم، ياران امام" امام خود را.
و چنين مي شود كه در سالروز رحلتش هر گروهي امام خود را گرامي مي دارد ...


:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 334
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ

توهمات آقای چند زنه!

متن خبر سایت جرس:

درآمد جدید بسيجیان در دولت کریمه 

جرس: شنیده های خبرنگاران جرس از نقاط مختلف کشور حاکی است که اعضای بسیج به وبلاگ نویسی تشویق سازماني شده اند. برای هر پست وبلاگ در مدح "آقا" (یعنی آقای خامنه ای)* و دفاع از "رئیس جمهور مردمی" (یعنی محمود احمدی نژاد) حداقل شصت هزار تومان به اعضای بسیج پرداخت می شود.

با این اقدام، هر بسيجی وبلاگ نویس ماهي یک ميلیون و هشت هزار تومان کسب می کند که با توجه به خط فقر در ایران بسیار جذاب است.

بسیاری بر این باورند که دستمزد برای وبلاگ نویسی صد شرف به دستمزد برای کتک زدن به مردم دارد که بیت المال بي حساب و کتاب در این امور خرج می کند.

با این حساب تا الان ۵ میلیون کاسبیم. به نظرم هنوز آقای مهاجرانی چند زنه دولت کریمه را نشناخته. قیمتی که داده اند احتمالا مربوط به دوران اصلاحات است و نمی دانند احمدی نژاد آب از دستش نمی چکد.

شما آقای بهاالله در همان لندن به در یوزگی انگلیسی بپردازید ما در همین ایران خودمان در حمایت از آقایمان و انقلابمان وبلاگ می زنیم و مطلب می نویسیم و کیک و ساندیس نظام را می خوریم و افتخار هم می کنیم.

الحق که خدواند دشمنان این نظام را از احمق ها آفریده!

 دو چيز انتها ندارد ....

حماقت انسانها و پهنه کهکشانها !!!که البته در مورد کهکشانها مطمئن نيستم !

آلبرت انشتين

این خبر هم از بالاترین:

برای هر بسیجی که روز چهاردهم و پانزدهم خرداد ماه از شهرهای دیگر به تهران آمده است هشتاد هزار تومان تعلق می گیرد.یک منبع آگاه در ستاد اقامه نماز جمعه تهران به خبرنگارآژانس ايران خبـــــــر گفت:” برای هر بسیجی که از شهرهای دیگر برای برگزاری مراسم مرگ خمینی به تهران اعزام شده است هشتاد هزار تومان داده می شود”. وی افزود:” این پول از بیت المال برای بسیجی ها در نظر گرفته شده است و بیش از سیصد هزار بسیجی از شهرهای مختلف با ثبت نام به تهران آمده اند. ضمن اینکه تعدادی نیز بدون ثبت نام به تهران آمده اند. این بسیجی ها قرار است روز جمعه و شنبه در اعتراض به آنچه که بدحجابی می دانند هم تجمع کنند” . این منبع آگاه درادامه گفت : ” این افراد که یک روز زودتر به تهران آمده اند تصمیم داشتند روز پنجشنبه در اعتراض به بدحجابی در تهران تجمع کنند که خامنه ای با این اقدام مخالفت کرده و قرار شده که روز جمعه و شنبه این اقدام را انجام دهند

واقعا باید خدا را شکر کرد که دشمنان این ملت از احمقها هستند!

حضرات سبزک در نزدیک سالگرد انتخابات به بی خبری خورده اند که الان رو به ساختن لطیفه و جک آورده اند.

جنبش سبز تازه الان به جای خوبش رسیده است.

یعنی خنداندن مردم که در حدیث هم آمده است بسی ثواب دارد


چند زنه بودن آقای مهاجرانی از منظر دین اشکالی ندارد ولی از این جهت که فرار کردند تا مهریه ندهند ایراد دارد و از آن جهت که اصلاح طلب ها اکثر فمینیست تشریف دارند نمی دونم چطور با این رفتارشون جور در میاد؟

آخرین توهم سبزکها: جدیدترین توهم وبلاگی تحلیل‌گر ارشد بی‌.بی.‌سی فارسی



:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 308
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ

شهاب اسفندیاری


واقعه‌ی روز جمعه ١۴ خرداد ١٣٨٩ در حرم امام خمینی (ره) اهمیت فوق العاده‌ای در تاریخ انقلاب اسلامی خواهد یافت. انسان آرزو می‌کند ای‌کاش این واقعه در روز دیگری اتفاق می افتاد تا مناسبت آن در تقویم با سالروز رحلت حضرت امام (ره) تقارن پیدا نمی‌کرد.
 
 همان‌طور که انسان آرزو می‌کند که ای‌کاش مکان این واقعه نیز در حرم حضرت امام نبود تا مبادا برخی، خاصه آنها که مبادی آداب‌اند و اهل احتیاط، آنرا نقض ادب حضور در حریم حرم آن بزرگمرد تاریخ معاصر قلمداد کنند. البته واضح است که هیاهوی پوچ و «وا خمینی!» برخی سیاست‌بازان در این میان اعتباری ندارد و مدنظر نویسنده نیست.
 
 اما در اینکه اصل این واقعه بالاخره باید روزی و جایی اتفاق می‌افتاد هیچ تردیدی نیست. تو گویی که جبری تاریخی و تقدیری اجتماعی در کار بود. این عقده‌ی فروخورده بالاخره باید جایی باز می‌شد. همان طور که عقده‌های فروخورده‌ی دیگری نیز در سال گذشته در جاهای دیگری گشوده شد. اصولا عقده‌های متراکم اجتماعی نمی‌توانند فرجامی جز گشوده شدن، هرچند به شیوه های مختلف، داشته باشند. نه صرفا بدین جهت که التهاب جامعه آرام گیرد، بلکه بدین رو که دیده شوند و فهمیده شوند و درس شوند و عبرت. اصلا حسن نظام‌های مردمسالار این است که امکاناتی  فراهم می‌آورند که این عقده‌ها با هزینه‌های کمتری گشوده شوند. اینکه برخی با تحلیل های «ساندیسی» و «اتوبوسی» – که ماهیتی جز گوسفند انگاری انسانها ندارند – به دنبال نسبت دادن واقعه‌ی ١۴ خرداد ١٣٨٩ به این شخص یا آن شخص برآمده‌اند، جز خنده بر نمی‌انگیزد.
 
١۴ خرداد ١٣٨٩را در تقویم سیاسی ایران باید رسما روز پایان دوران آقازاده‌ها دانست. «آقازاده» کسی است که موقعیت و وزن اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی او بیش از آن که مرهون شایستگی و تلاش و مجاهدت خودش باشد، مدیون نام پدرش (یا جدش) است. وجود آقازاده‌ها در محیط هر جامعه‌ای امری اجتناب ناپذیر است. مشکل زمانی است که در میدان سیاست و اقتصاد و فرهنگ آقازاده‌ها حاشیه‌ی امن یا امتیاز ویژه داشته باشند. چهره‌ی پریشان و مضطر و مستأصل حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در روز ١۴ خرداد ١٣٨٩ اگرچه تأثرآور و ترحم انگیز بود، اما نویدبخش پایان یک دوران بود. دوران جدید البته مدتها است که آغاز شده است، اما گویی پایان دوران قدیم به یک حادثه‌ی بزرگ نیاز داشت تا در کتاب های تاریخ ثبت شود.
 
  یک وجه بزرگی این حادثه این بود که برای کسی رخ داد که او را می‌توان بزرگِ آقازادگان این ملک و دیار دانست. اما وجه دیگر این حادثه ی تاریخی به ماهیت تصویری آن بازمی‌گشت و اینکه به صورت زنده و در برابر دیدگان میلیونها ایرانی در سراسر جهان اتفاق افتاد. البته در عصر حاضر - که عصر سیطره‌ی تصویر بر همه‌ی ساحات زندگی بشر است – بسیاری از وقایع مهم تاریخی از ماهیت قوی تصویری برخوردار بوده‌اند، خصوصا آنها که نماد پایان و یا آغاز دورانی محسوب شده‌اند. فروپاشی دیوار برلین را به خاطر بیاورید، یا حمله به برج های مرکز تجارت جهانی در نیویورک.
 
١۴ خرداد ١٣٨٩ پایان یک دوره ی نامیمون در تاریخ انقلاب اسلامی بود. دورانی که در آن افرادی به صرف اینکه آقازاده بودند از یک حاشیه‌ی امن در حوزه ی سیاست و یا اقتصاد برخوردار می‌شدند. حاشیه امنی که آنها را نه تنها از تیغ قانون بلکه از تازیانه‌ی نقد مردم نیز مصون نگه می‌داشت. در یک نظام مردمسالار دینی نمی‌شود کسی تمام قد در شدیدترین صحنه‌های نبرد عرصه‌ی سیاست وارد شود، با یک طرف دعوا در عروسی و عزا عکس یادگاری بگیرد، و آنگاه انتظار داشته باشد که قبه‌ی نور بماند و از گل نازک‌تر نشود. در کارزار سیاست چنین نظامی، نمی‌توان بر تخت نرم مخلمل نشست و بر بالش پر قو تکیه زد و صرفا برای ملت مشتاق دست تکان داد. اول شرط ورود در این عالم این است که در قبال آنچه انجام می‌دهی و می‌گویی مسؤولیت بپذیری و پای عواقبش بایستی. ولو بلغ ما بلغ. چه فرزند یک آهنگر باشی و چه فرزند یک مرجع تقلید. اگر تا چندی پیش برخی آقازاده‌های عالم سیاست از این قاعده مستثناء بوده‌اند، به گمانم مردم در حوادث سالهای اخیر به همه‌ی آنها نشان دادند که «شترسواری دولا دولا نمی شود.» نتیجه‌ی طبیعی خوردن خربزه‌ی سیاست در یک نظام مردمسالار این است که پای لرز آن بنشینی. چه آقازاده باشی و چه نباشی.
 
 در یک نظام مردمسالار هر آقازاده‌ای برای ورود به گود سیاست باید لخت شود و قبای آقازادگی را دم درب ورود بیاویزد. اگر چنین نکرد و خواست همچنان از حاشیه‌ی امن آقازادگی در میدان سیاست سود بجوید، آنگاه روزی ناخواسته از رخت آقازادگی بیرون کشیده خواهد شد. به گمان من بهت و حیرت حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در روز ١۴ خرداد ١٣٨٩ ناشی از این بود که ایشان ناگهان خود را، در میان خیل آن جمعیت عظیم، عریان از قبای آقازادگی یافت. اگر سخن شان را نیمه تمام گذاشتند، بدین جهت بود که نمی‌خواستند بیش از این در آن وضعیت دیده شوند. شاید در همان لحظه دریافتند که ایشان نیز در میدان سیاست مثل بقیه آدم‌ها هستند. ایشان نیز می‌بایست پیِ شعار مخالف و طعن منتقد و بدگویی و ناسزای دشمن را به تن خویش بمالد. البته اگر همچنان بخواهد آن گونه در عالم سیاست ورود کند که در یک سال گذشته کرده است.
 
 از انسان باهوشی همچون ایشان انتظار می رفت که این نکته را در همان روزها و هفته‌های پس از انتخابات ١٣٨٨ دریافته باشند. حتما آن شب‌ها از پشت بام خانه‌های شمال تهران برخی شعارهای تند به گوش ایشان رسیده است. نمی‌دانیم در آن ایام ایشان چه احساسی داشتند. از سکوت‌شان که چیز زیادی نمی‌شد فهمید. اما ظاهرا درس آن ایام را خوب فرا نگرفته بودند که در روز ١۴ خرداد ١٣٨٩ چنین رنگ از رخسارشان پریده بود. شعار مخالف شنیدن در عالم سیاست که سهل است. بزرگانی همچون امام خمینی و آیت الله خامنه‌ای آن روز که قدم در عالم مبارزه گذاشتند پای تبعید و زندان هم ایستادند. اگر جناب سید حسن خمینی مرد این میدان هستند، بسم الله. اگر نیستند همان بهتر که اندازه نگه دارند و در کار تنظیم و نشر آثار امام (ره) باشند که البته در جای خود کار بسیار بسیار مهمی است.
 
١۴ خرداد ١٣٨٩ درسی بزرگ برای همه آقازادگان این مرز و بوم داشت. از این روز به بعد هر آقازاده‌ای، آنگاه که بخواهد در عالم سیاست و یا اقتصاد، دست از پا خطا کند، و یا پا از گلیم خویش فراتر نهد، تصویر مضطر و مبهوت حجت الاسلام سید حسن خمینی را به یاد خواهد آورد. ستون فقرات‌اش تیر خواهد کشید.  مو بر اندام‌اش سیخ خواهد شد. و این البته که دستاورد مبارکی است برای نظام مردمسالاری دینی.
 
بی جهت نیست که حتی برخی آقازاده های «اصولگرا» نیز در این میان کاسه‌ی داغ تر از آش شده و جیغ بنفش می‌کشند. آن ها خوب فهمیده‌اند که دورانی که می‌شد در عالم سیاست نانِ نامِ پدر را بخوری و بر صدر هر مجلسی نشینی، دیگر به پایان رسیده است. و این تازه مرحله‌ای است از مراحل تکامل نظام مردمسالاری دینی.
 



:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 327
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ
مستندي پيرامون چگونگي قتل ندا آقا سلطان به نام "تقاطع" كه جمعه شب از شبكه سه سيما پخش شد هواداران ساده لوح فتنه گران را عصباني كرده است .
به گزارش صراط مطرح كردن سوالات متعدد از نقش آرش حجازي ، مريم رجوي ، شخصي كه در اين مستند از آن به عنوان نفر سوم ياد شد و زن ناشناس كه ظاهرا تمام كننده ي اين پروژه بوده است خشم حاميان فتنه را برافروخت .
عباس كارگر جاويد كه تصوير كارت عضويت در بسيج ، آدرس و شماره تماسهاي او توسط رسانه هاي متعلق به فتنه گران ساعاتي پس از انتشار تصاوير قتل ندا آقا سلطان در اينترنت پخش شده بود با حضور در اين برنامه از مشكلاتي كه گريبان گير وي شده بود پرده برداشت .
در آخرين اعلام وجود حاميان خارج نشين موسوي و كروبي، عمده ترين نقد به مستند تقاطع اينگونه بيان شده است : به چه دلیلی آقای کارگر جاوید ابتدا با ماسک حاضر شد و سپس در برنامه کشف الماسک کرد ؟

كارگر جاويد كه از ابتدا به دليل نشان دادن برخي از مشكلاتي كه بعد از انتشار تصاويرش در اينترنت با آن مواجه شده با ماسكي بر صورت در برنامه حاضر شد، پس از گذشت دقايقي ماسك را از صورت برداشته و با نشان دادن چهره واقعي اش به مردم ، بر بي گناهي خود صحه گذاشت .
همكاري نكردن خانواده آقا سلطان با تهيه كنندگان اين مستند و پاسخ ندادن آرش حجازي فراري به ايميل شريك انتشاراتي اش از نكات قابل توجهي بود كه در شفاف سازي ماجرا نقش به سزايي داشت .
از بخشهاي جالب مستند تقاطع استفاده از تصاوير ضبط شده توسط دوربين هاي بيمارستان شريعتي - بيمارستاني كه ندا را به آنجا بردند - ، مصاحبه با راننده 206 حامل ندا آقا سلطان، مصاحبه با راننده ي پرايد سبز رنگ كه از نزديك شاهد ماجرا بوده، مصاحبه با پزشكان پرونده ي ندا، حضور آخوند زاده شريك آرش حجازي و ستاره دوست صميمي ندا آقا سلطان بود .
گفتني است در قسمتي از اين برنامه دوست صميمي ندا با برقراري تماس با هدي خواهر ندا آقا سلطان و بيان اينكه عباس كارگر در كنارش نشسته است از او خواست تا هر صحبتي با وي دارد بيان كند و خواهر ندا با پرخاشگري گفت : از ايشان بابت اينكه خواهر مرا به عرش فرستادند تشكر مي كنم !
در قسمتي از اين برنامه ميان دوست ندا و عباس كارگر چالشي بوجود آمد كه كارگر جاويد با ريختن يك ليوان آب براي ستاره دوست ندا با وي آشتي كرد .
لازم به ذكر است در بخش ديگري از اين مستند به نقش زني اشاره شد كه در تصاوير به جا مانده از صحنه قتل ندا كاملا مشخص است كه وي نقش تمام كننده را داشته و پس از تير اندازي از صحنه دور مي شود .
 
در پايان اين مستند شريك آرش حجازي ، استاد موسيقي و صميمي ترين دوست ندا آقا سلطان به ساختگي بودن قتل اين دختر فريب خورده اذعان داشتند . 


:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 289
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ
در جریان حوادث بعد از انتخابات،فتنه گران در پروژه کشته سازی خود مدعی شهادت 72 تن از حامیانشان شدند.
به گزارش «جوان آنلاین»،براساس اسناد بدست آمده مشخص گردیده است که کیوان رفیعی،عامل کد دار منافقین ضمن تماس با احمد باطبی دیگر اپوزیسیون فراری لیست دروغینی درخصوص کشته شدگان را جهت اعلام به از طریق مخملباف و محسن سازگارا در اختیار علیرضا بهشتی ،مشاور ارشد میرحسین موسوی قرار داده است.
علیرضا بهشتی نیز لیست مذکور را به میرحسین موسوی و مهدی کروبی، کاندیداهای انتخابات دهم ریاست‌جمهوری می‌دهد که تشکیلات و تیم این دو کاندیدای ریاست‌جمهوری اقدام به زمینه‌سازی در این خصوص می‌کنند که اخبار کذب کشته شدن سعیده پورآقایی و ترانه موسوی از این دست افراد بودند تا با استفاده از سناریوهای خاص، سعی داشتند در این جریان فتنه اعلام کنند که ما شهید دادیم.



:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 288
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ

دکتر علي مطهري از جمله معدود اصولگراياني است که پروژه «نه احمدينژاد» را همراهي ميکرد و براي رأي نياوردن احمدينژاد تلاش و کوشش بسياري کرد و حتي سعي کرد گزينه ديگري را به جاي احمدينژاد در بين اصولگرايان ترسيم کند. وي با آنکه در تريبونهاي مختلف از برخي کارهاي دولت در حوزه فرهنگي و سياسي انتقاد کرده است اما با نگاهي منصفانه، نقاط قوت دولت نهم و دهم را در عرصه داخلي و بينالمللي با شفافيت بيان ميکند. آقاي مطهري همان کسي است که مجوز برپايي تجمع به جريان فتنه سبز را در اوان کار خوب و سازنده ارزيابي ميکرد و حتي انتقاداتي را در نوع برخورد با معترضان وارد ميدانست. در کنار اين بارها موسوي و کروبي را سيبل انتقادات تند خود قرار داده و موسوي را ظالم بزرگ خوانده است. او همان کسي است که در سال 79 و در دوره اصلاحات که آقازادهها جايگاه خاص و ويژه داشتند در مصاحبه با کيهان خواهان برخورد با آقازادهها و مفسدان اقتصادي شد. آقاي مطهري يکي از مهمترين تفاوتهاي دولت اصلاحات با دولت اصولگرا را اين ميداند که عملکرد دولت اصلاحات باعث تحقير ملت و نظام شده است اما در دولت دکتر احمدينژاد وضع به اين گونه نيست.  برخورد با آقازادهها و مفسدان اقتصادي، نقاط قوت دولت دهم و نهم و چرايي عدم اعتراض وي به نيامدن آقازادههاي لندننشين به دادگاه از جمله محورهاي مهم گفتوگوي ما با دکتر علي مطهري نماينده مردم تهران است.

 

دشمنان انقلاب با توجه به عدم موفقيت اصلاحطلبان تمام تلاش خود را در جهت ايجاد تفرقه بين اصولگرايان گذاشتند تا بلکه از ميان آنها گروهي معارض با نظام پديد بيايد، همانند دهه 60 که اصلاحطلبان از بين نيروهاي پيرو خط امام  پديد آمدند و بعداً در زمره حاميان آمريکا قرار گرفتند، آيا برخي از مواضع شما در جهت ايجاد دو دستگي و اختلاف بين اصولگرايان نيست؟

دشمنان به طور کلي دنبال شکست انقلاب اسلامي هستند و از هر فرصتي استفاده ميکنند. هرکسي انتقادي به نظام جمهوري اسلامي ميکند، آنها از آن بهرهبرداري ميکنند و اين دليل نميشود که آن منتقد رابطه يا تعلقي به دشمنان نظام دارد. بنده هميشه سعي کردهام آنچه حق است بگويم منتها طبيعي است که انتقادهايي که کردهام، مورد توجه دشمنان هم واقع شده است و اين يک امر طبيعي است و ما نميتوانيم از انتقاد دست برداريم به خاطر آنکه دشمنان سوءاستفاده ميکنند. زماني انتقاد بد است که تنها اثرش بهرهبرداري دشمنان ما باشد ولي اگر انتقادي صورت بگيرد که چندين اثر دارد که يکي از آنها سوءاستفاده دشمنان است، نميتواند بد باشد. مردم هم اين مطالب را خوب درك ميكنند و ميفهمند که نيات افراد چيست. اما اينکه ميفرماييد برخي موضعگيريهاي من در جهت تفرقه اصولگرايان بوده است، باز پاسخش اين است که بنده واقعيت را ميگويم و اين باعث رفع نقايص اصولگرايان ميشود. منتها ممکن است به ايجاد شکاف بين اصولگرايان تعبير بشود يا به تقويت اصلاحطلبان تفسير بشود.

اما در واقع اين يک نوع تقويت دروني اصولگرايان است. دقيقاً مثل آن چيزي که شهيد مطهري در مورد سازمان روحانيت قبل از انقلاب مطرح فرمودند و انتقادات اساسي به روحانيت وارد ميکردند ضمن اينکه با ريشهکن کردن اصل اين درخت کاملاً مخالف بودند و در مقابل تز اسلام منهاي روحانيت ايستادند و حتي جان خودشان را هم در اين راه فدا کردند. الان هم همين طور است، اصولگرايان نواقصي دارند که اگر برطرف نشود، به اضمحلال داخلي آنها ميانجامد.

به نظر ميرسد نقدها و انتقادات شما بيشتر در مورد اصولگرايان و دولت حاکمه است تا به اصلاحطلبان و سران آن که مسائلي را براي نظام و حکومت پيش آوردهاند. اين عدم توازن در بيان انتقادات و نقدهاي شما چه دليلي دارد؟

يكي به خاطر آن است كه قدرت در دست اصولگرايان است و اصلاحطلبان نقشي در اداره کشور ندارند. دليل ديگر اين است كه  علت سوق دادن اصلاحطلبان به سمت دشمن، بخشي از خود اصولگرايان بودهاند. اگر انتقاد به اصلاح طلبان به صورت منصفانه بيان بشود و بلافاصله آنها را متهم به ارتباط با بيگانه نکنند، اين عدم توازن هم رخ نمي دهد. زماني که دولت اصلاحات هم روي کار بود بنده همين گونه عمل ميکردم و هيچکس به اندازه من از آقاي خاتمي انتقاد نکرد چرا که بسياري از کارها را ميتوانستند انجام بدهند و انجام ندادند. امروز هم همين طور است.

اينکه شما به عنوان نقادي منصف، دولت و اصولگرايان را نقد ميکنيد، بسيار پسنديده است اما آيا اين منطقي به نظر ميرسد که ما تنها جناحي را نقد کنيم که روي کار است و گروه و عدهاي که به اساس نظام و انقلاب ضربه ميزنند و پايههاي حکومت را سست ميکنند، به حال خود رها کنيم؟

بنده بارها نقد کردهام و فکر ميکنم کمتر کسي به اندازه من به آقاي موسوي نقد كرده است. من چند روز پس از انتخابات در برنامه تلويزيوني مطرح کردم كه موضوع تقلب واقعيت ندارد و آقايان صرفاً تهران و شمال آن را در نظر ميگيرند و توجهي به شهرها و روستاها ندارند. و حتي گفتم سيزده ميليون راي آقاي موسوي در دوره دوم يك رئيسجمهور، شاهکار است و ايشان بايد خدا را شکر کند که اين همه رأي آورده است.

بعد از اتفاقات روز قدس مقاله اي نوشتم تحت عنوان «جنبش بيسر» و در آن گفتم جنبش سبز جنبشي است که رهبر و سر ندارد، هيجاني را ايجاد کرده و آن را رها نموده است. در آن مقاله از آقايان خواستم راه خودشان را از غربزدگان که در درون اين حرکت نفوذ کردهاند جدا کنند و به صراحت اعلام نمايند، راهشان از راه اينگونه افراد جداست و شعارشان شعار نه غزه نه لبنان يا جمهوري ايراني نيست.

 بعد از آنکه سران جريان سبز يا اصلاحطلبان به پيشنهادات شما پاسخ ندادند و به همان رويه و روش قبلي ادامه دادند، چرا مواضع خود را با صراحت لهجه بيشتري پي نگرفتيد؟

 بنده بارها اعلام کردهام، ظلم بزرگتر را آقاي موسوي انجام داد و اينکه ايشان روز انتخابات اعلام كرد، برنده انتخابات است شعلهور كردن آتش بود و متهم رديف اول ايشان هستند. منتها گفتم آقاي احمدينژاد هم در ايجاد زمينه اين فتنه نقش داشت، آنهم با نحوه مناظره اي كه انجام داد اگرچه با نقش آقاي موسوي قابل قياس نيست. چند ماه پيش به رئيس قوه قضائيه گفتم اگر همه متهمان در اين قضايا را به طور همزمان احضار مي كرديد و نتيجه را به طور همزمان به اطلاع عموم ميرسانديد، فتنه اينقدر طولاني نميشد.

آيا منصفانه است كه ما به فرض قائل شدن اشتباه از سوي دكتر احمدينژاد آنرا با اشتباهات موسوي، كروبي و خاتمي قياس كنيم و آيا بردن اسم افرادي كه فعاليت مبهم اقتصادي دارند در مناظره انتخاباتي با هدف آگاهسازي مردم، جرم و يا زمينهسازي فتنه بهحساب ميآيد؟

بنده اعتقاد دارم كه آقاي احمدينژاد هيزم فتنه را آماده كرد و آقاي موسوي آن را شعلهور كرد و هركدام به نسبت اشتباهات خود بايد پاسخگو باشند.

البته اشتباهات موسوي و كروبي با اشتباه احمدينژاد قابل قياس نيست و قبلاً هم اعلام كردهام كه موسوي ظلم بزرگي نسبت به نظام و مردم مرتكب شد كه ادعاي تقلب كرد و مردم را دعوت به حضور در خيابان كرد كه نتيجه طبيعي آن آشوب است. بنده دنبال كانديداتوري آقاي ولايتي بودم و احساس ميكردم ادامه مديريت آقاي احمدينژاد به نفع كشور نيست ، لذا درصدد قانع كردن آقاي ولايتي براي پذيرش اين امر بودم. با آقاي هاشمي و خاتمي هم در اين زمينه ملاقات كردم. آقاي هاشمي استقبال كردند و گفتند اگر بدانم كه آقاي ولايتي حضور پيدا ميكنند و شما اصولگرايان حمايت خواهيد كرد بنده هم از ايشان حمايت ميكنم. حتي گفتند اگر اين گونه باشد تلاش مي كنم كه آقاي خاتمي كانديدا نشود، چون آن زمان صحبت كانديداتوري آقاي موسوي مطرح نبود.البته آقاي هاشمي گفتند اين طرح خود را با رهبري در ميان بگذاريد.

پس آقاي هاشمي در آمدن يا نيامدن آقاي خاتمي در عرصه انتخابات گوناگون نقش فعال داشته است و ميتواند به آقاي خاتمي امري را القا كند.

ايشان گفتند ما تلاش ميكنيم. البته درخواست بنده بود كه ايشان كاري بكنند كه آقاي خاتمي كانديدا نشود. در ملاقاتي كه بنده با آقاي خاتمي داشتم نيز ايشان از كانديدا شدن دكتر ولايتي استقبال كرد و گفت اگر احساس كنم ايشان راي قابل توجهي دارد من كنار مي روم و البته گفت فعلا اين موضوع را رسانهاي نكنيد.

سياسيون و مردم شما را بهعنوان نمايندهاي منتقد در مسائل گوناگون ميشناسند؛ چرا شما دربحث مفاسد اقتصادي و پرونده مربوط به آقازادههاي لندننشين تلاشي از خود نشان ندادهايد، آيا عدم تلاش شما در اين رابطه درجهت خواست اصلاحطلبان نيست؟

من در سال 79  در مصاحبه با روزنامه كيهان به صراحت بيان كردم كه فعاليت اقتصادي  برخي فرزندان آقاي هاشمي بايد شفاف بشود و اگر اتهامي در مورد آنها وجود دارد، مورد رسيدگي قرار بگيرد.

پس شما برخورد قضائي و قانوني با آقازادهها را تأييد ميكنيد؟

بله، بنده همان سال 79 اين را مطالبه كردم.

چرا از سال 79 تا الان كه يكي از مطالبات بحق مردم، تشكلهاي دانشجويي، سياسيون و... برخورد با آقازادههاست، موضع مشخص و مبرهني نداشتهايد؟

براي آنكه از آن استفاده سياسي مي شود. وقتي من احساس ميكنم يك پروژه طراحي شده است كه آقاي هاشمي را زمين بزنند نميتوانم داخل اين پروژه قرار بگيريم.

شما به اين اعتقاد داريد كه بحث فرزندان آقاي هاشمي با خود ايشان دو بحث كاملاً مجزاست و موضوعات فرزندان آقاي هاشمي را نبايد با شخصيت انقلابي و سياسي ايشان به هم گره زد؟

ما بايد عدالت را به صورت كامل خواهان باشيم و اجرا كنيم اما عدالت بايد به عنوان يك واقعيت مورد نظر باشد نه ابزاري براي رسيدن به اهداف سياسي. زماني كه بنده ميبينم فرزندان آقاي هاشمي درخواست وقت از صدا و سيما ميكنند تا به اتهامات وارده پاسخ بدهند اما ترتيب اثر داده نمي شود، معتقدم اين عين بيعدالتي است.

بهعقيده شما بهتر نيست بهجاي درخواست وقت از صدا و سيما در مراجع قانوني كه بعضي از آنها را احضار كرده سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 322

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ

به گزارش جوان آنلاین ، پس از اعلام انصراف میرحسین موسوی و مهدی کروبی از برگزاری تظاهرات غیر قانونی در 22 خردادکه مدت ها مورد تبلیغ سایت های جریان فتنه در داخل وخارج کشور بود، اخبار متفاوتی مبنی بر وجود اختلافات شدید سران فتنه درباره برگزاری این راهپیمایی غیر قانونی درز كرده است. برخی گزارش ها حاكی است ، پس از اینکه سید محمدخاتمی متوجه می شود که میرحسین موسوی و مهدی کروبی در صدد انتشار بیانیه برای به صحنه آوردن هواداران خود در22 خرداد هستند ، تلویحا" آنها را تهدید كرده است که در صورت بیانیه دادن این دو ، او نیز در جهت مخالف بیانیه خواهد داد. ظاهرا" پس ازاین تهدید خاتمی بوده که موسوی و کروبی در بیانیه ای لغو تظاهرات غیرقانونی 22خرداد را اعلام کردند.



:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 302
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ
«اپوزيسيون در ايران يك سال پس از انتخابات رياست جمهوري گير افتاده و سردرگم است
به گزارش صداي آمريكا، روزنامه واشنگتن پست ضمن انتشار ارزيابي مذكور نوشت: چالش بي سابقه اپوزيسيون با جمهوري اسلامي بلافاصله با ستايش دولت هاي خارجي از جمله آمريكا مواجه شد. اكنون به فاصله يك سال، از آن حضور خياباني خبري نيست. اپوزيسيون اكنون حتي نمي تواند اتفاق نظر داشته باشد يا چالشي ايجاد كند. موسوي و كروبي روز پنج شنبه ضمن عقب نشيني، درخواست تظاهرات در سالگرد انتخابات را پس گرفتند. طيفي از اپوزيسيون خواستار سرنگوني نظام شيعي اسلامي است و به كمتر از آن رضايت ندارد. اين باعث تشديد اختلاف شده است.

:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 321
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ

روزنامه انگليسي گاردين با اشاره به پروژه وزارت خارجه آمريكا درباره براندازي اينترنتي در ايران نوشت «انقلاب تويتري در ايران جامه واقعيت به خود نپوشيد».
اين روزنامه مي نويسد: يك سال پس از انتخابات رياست جمهوري ايران، ادعاي انقلاب تويتري در ايران، لبخندي توام با تمسخر و طعنه را بر لب مخاطبان مي نشاند. يك سال پيش در تب و تاب اعتراضات، يك معاون وزارت خارجه آمريكا از شبكه تويتر خواست به خاطر استفاده اپوزيسيون جمهوري اسلامي از اين شبكه تعميرات خود را به تعويق بيندازد. حتي مشاور جرج بوش رئيس جمهور سابق آمريكا هم خواستار نامزدي تويتر براي جايزه نوبل شد. اما به گفته حميد تهراني از گردانندگان وبلاگ گلوبال ويسز]وابسته به بي بي سي و آكسفورد[ اينها همه اغراق بود و بيشتر در مخيله غرب مي گنجيد تا واقعيت ايران.
گاردين همچنين از قول تهراني نوشت: وقتي در تويتر اعلام مي شد 700هزار نفر در تهران شعار مي دهند كاشف به عمل مي آمد كه فقط 7 هزار نفر آنجا در تظاهرات حضور داشته اند(!)
گاردين در پايان نوشت: نقش شبكه هايي چون يوتيوب و تويتر و فيس بوك در آغاز حوادث پس از انتخابات مهم بود. اپوزيسيون در 22 بهمن تلاش كرد مجددا به خيابان بيايد اما آن روز، روز قدرت نمايي حاميان جمهوري اسلامي بود. به تدريج معلوم شد كه بايد به حقايق و واقعيات ايران توجه بيشتري شود و تمركز بر رسانه هاي آن لاين اينترنتي نباشد چون اكثر گزارش هاي اين رسانه ها متفاوت از حقايق و واقعيات است.
شايان ذكر است رسانه هاي غربي در روزهاي آغازين تجمعات خياباني، جمعيت چند ده هزارنفره را 3 ميليون نفر!! جا زدند و اين در حالي بود كه برخي از اين افراد صرفا به خاطر فضاسازي دروغين و توام با التهاب فتنه گران به خيابان آمده بودند و با روشن شدن حقايق مرتبا از اين جمعيت كاسته شد.



:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 334
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ

عقب نشيني توام با استيصال سران فتنه از راهپيمايي و آشوب خياباني آن هم با اين توجيه كه اين كار به عقلانيت نزديك است، پرسش ها و دردسرهاي بزرگتري را متوجه آنان كرده است.
روز گذشته برخي سايت هاي كانوني فتنه نظير كلمه، جرس، امروز، نوروز، راديو فردا، بي بي سي و... تلاش كردند با توليد مطالب توجيهي مشابه، ادعاي موسوي و كروبي در بيانيه اخير خود مبني بر لغو راهپيمايي را جا بيندازند. اين تقلاي مشترك رسانه اي پس از آن اوج گرفت كه احساس شد اقدام سران فتنه، به سردرگمي و نااميدي و احساس شكست گسترده در ميان بقاياي فتنه دامن زده است. در اين ميان سايت كلمه از جمله در تحليلي مدعي شد: بيانيه لغو راهپيمايي بدان خاطر بود كه دولتيان به يك بحران تمام عيار نياز دارند و مقابله خونبار را بارها توانسته اند تمرين كنند. جنبش سبز بايد عقلانيت خود را ثابت كرده و راههاي كم هزينه را در پيش بگيرد. حضور در خيابان ها پرهزينه است.
كلمه در نوشته ديگري مدعي شد دولت دنبال ماجراجويي است و به تحركات راديكال نياز دارد.
اين سايت ضدانقلابي كه توسط موسوي مديريت مي شود، در اقدامي هماهنگ با موضع تبليغاتي جبهه استكبار مدعي شد: «تصويب قطعنامه جديد سازمان ملل اصولا مديون سياست هاي ماجراجويانه دولت است
اين ادبيات دقيقا ادبيات كساني چون اوباما، هيلاري كلينتون و رابرت گيتس در آمريكاست و اساسا به حق قانوني ملت ايران در برخورداري از فناوري هسته اي اشاره نمي كند. اين در حالي است كه جمهوري اسلامي در راستاي نشان دادن هويت واقعي استكبار جهاني، بيانيه تهران را براي مبادله سوخت اتمي صادر كرد كه همان زمان هم با لحن منافقانه و بهانه جويانه ميرحسين موسوي مواجه شد. او آن هنگام مدعي شد جمهوري اسلامي سياست امتيازدهي پيشه كرده است و اكنون در ادعايي متناقض از ماجراجويي جمهوري اسلامي دم مي زند!
اما آنچه در توجيهات شبكه رسانه اي فتنه بر سر عقب نشيني توام با استيصال سران فتنه از آشوب خياباني قابل توجه است، ادعاي عقلانيت و تدبير است. اكنون طيف هاي بي طرف و حتي مخالفان دورانديش تر جمهوري اسلامي مي پرسند اگر عقلانيت در پرهيز از اردوكشي خياباني است، پس چرا كروبي و موسوي و برخي احزاب تندرو نظير مشاركت و سازمان مجاهدين به 8 ماه «بي عقلي» و «راديكاليسم كور توام با خشونت» دست يازيدند و چهره اي برانداز و خشونت طلب و قانون شكن از خود برجاي گذاشتند؟ «لغو راهپيمايي براساس عقلانيت بود»، يعني تمام تجمعات توام با خشونت و آشوب در 25 و 30 خرداد و سپس روز قدس و 13آبان و 16آذر و 6 دي (عاشورا)، هم غيرقانوني و هم نابخردانه و احمقانه بوده است! اين همان واقعيتي است كه چند هفته پيش عباس عبدي در گفت وگو با دويچه وله عنوان كرد و تاكيد نمود كه حضور توام با خشونت و شعارهاي تند در خيابان، نقض غرض حركتي بود كه مي خواست خود را ضد خشونت نشان دهد. از سوي ديگر ناظران و تحليلگران مي پرسند اگر راديكاليسم و بي قانوني و آشوب، بازي در پروژه جمهوري اسلامي است پس سران فتنه به مدت يك سال، اپوزيسيون را در زمين جمهوري اسلامي بازي داده اند!
در واقع مي توان گفت موسوي و كروبي و نظاير آنها خود به خود عاقل نشده اند بلكه هنگامي كه روز 9 دي سرشان به سنگ خورد و 22بهمن فهميدند چاقويشان نمي برد، در بن بستي دوسويه گرفتار شدند و كم هزينه ترين گزينه پيش پاي آنها همين اعلام لغو راهپيمايي 22خرداد با ادعاي عقلانيت و نگراني براي جان مردم بود. سران فتنه با اقدام كذايي كوشيدند مانع از نمايش ريزش قريب به اتفاق بدنه فتنه در خيابان شوند.
شايان ذكر است كه برخي رسانه هاي ضدانقلاب در تحليل هاي خود از استيصال سران فتنه، ماجراي مضحك اسب تروا را به رخ كشيده اند. سايت ضدانقلابي ايران گلوبال در اين زمينه نوشت: جمهوري اسلامي بر مبناي تجربيات يك سال گذشته خود را براي مقابله آماده و مجهز كرده است. سون تزو نظريه پرداز جنگ به ما مي آموزد آنگاه كه دشمن نيرومند، مجهز و آماده است، بايد از مصاف با او پرهيز كرد. تاكتيك خياباني فعلا كاربرد ندارد. اسب تروا را فقط مي توان يك بار به كار برد. بار دوم فقط مي شود يك فيلم هاليوودي از آن ساخت(!)



:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 270
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ

حلقه رسوايي و خيانت فتنه سبز با حمايت يك سناتور تندرو آمريكايي كامل شد.
جان مك كين سناتور جمهوري خواه روز پنجشنبه طي سخناني در مراسم «بنياد ملي دموكراسي» براي حمايت از جنبش سبز كه در ساختمان دي برن كنگره و با حضور مشاور اوباما، سناتور تد كافمن برگزار شد، تاكيد كرد: اوباما بايد بيش از گذشته از اين حركت مخالفان حمايت كند.
مك كين رقيب جمهوري خواه اوباما در انتخابات رياست جمهوري سال 2008 بود. اين سناتور كينه توز و لجوج ضمن تبليغات انتخاباتي، خواستار حمله به ايران شده و اقدام به شعرخواني با مضمون «ايران را بمباران كنيد» كرده بود كه با اعتراض گسترده حتي در آمريكا مواجه شد.
اين دشمن دو آتشه ملت ايران در ابتداي سخنراني خود در نشست «بنياد ملي دموكراسي» گفت: من از كارل گرشمن رئيس بنياد تشكر مي كنم. اين بنياد 3 دهه پيش براساس ديدگاههاي كسي كه قهرمان من است يعني رونالد ريگان تاسيس شد. ريگان مي گفت بايد بنيادهاي دموكراسي را پرورش دهيم. ما سال گذشته شاهد يك جنبش سياسي در ايران بوديم.

مك كين اضافه كرد؛ ما نمي توانيم رفتار ايران با مخالفان را تحمل كنيم. ما بايد از آنها حمايت كنيم. البته دولت آمريكا هرگز نبايد تا زماني كه درخواست حمايت مطرح نشده، حمايت خود را در اختيار مخالفان جمهوري اسلامي قرار دهد اما وقتي مخالفان شعارهاي خود را به زبان انگليسي مي نويسند و مي پرسند كه اوباما يا با اونها يا با ما، اين نشانه خوبي است كه ما هم بيشتر مي توانيم از آنها حمايت كنيم. ما بايد اهداف آنها را اهداف خود بدانيم.
وي همچنين گفت: فعلا اپوزيسيون مجبور به تسليم شده است. قطعنامه شوراي امنيت به تنهايي قادر به مهار ايران نيست. كنگره بايد اين قطعنامه را تكميل كند. اكنون زمان آن است كه آمريكا در طرف اصلاح طلبان قرار بگيرد، كساني مثل شيوا- ن كه در حوادث 11سپتامبر براي ما شمع روشن كردند.
شايان ذكر است در اين نشست، سامانتا پاور مشاور اوباما در حمايت از اپوزيسيون ايران بيانيه اي را قرائت كرد. پاي سخنراني مقامات زورگو و جنگ طلبي چون مك كين، عناصر سلطنت طلب شبه اصلاح طلب و مزدوري چون مهناز افخمي، آذر نفيسي، عباس ميلاني، مهرانگيز كار، اكبر عطري، علي اكبر موسوي خوئيني، داودي مهاجر، علي افشاري، خواهران برومند و... حضور داشتند.





:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 265
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ

یک روزنامه در گزارشی به خرید و فروش انواع مدرک تحصیلی و پایان نامه در حوالی میدان انقلاب پرداخت.

این روزنامه نوشت:
یک مقام آگاه در مورد خرید و فروش مدارک دانشگاهی در تهران گفت: «قیمت ها در این بازار از 25 میلیون تومان شروع شده و به حدود 50 میلیون تومان میرسد. به عنوان مثال هزینه اخذ مدرک کارشناسی ارشد از این دانشگاهها حدود 25 میلیون تومان است. ولی اگر آخرین مدرک فرد متقاضی دیپلم بوده و تحصیلات دانشگاهی نداشته باشد، این مبلغ به 35 میلیون تومان افزایش مییابد. همچنین هزینه اخذ مدرک دکترا از این مراکز حدود 50 میلیون تومان میشود

وی تصریح کرد: با توجه به اینکه در مورد صحت مدارک دانشگاههای داخلی، استعلام صورت میگیرد، امکان خرید و فروش این نوع مدارک در کشور وجود ندارد. اما از آنجا که تحصیل در دانشگاههای خارجی به صورت مکاتبه ای انجام میشود، مدارک دانشگاههای خارجی به راحتی در داخل کشور خرید و فروش میشود و طی یکسال مدارک مورد نیاز متقاضی را برای وی صادر میکنند.

وی در پاسخ به این پرسش که این دانشگاهها بیشتر در کدام کشورها قرار دارند؟ گفت: «خرید و فروش مدارک دانشگاهی بیشتر مربوط به کشورهای بلوک شرق و کشورهای شوروی سابق است و دانشگاههای معتبر و مطرح جهانی در بازار خرید و فروش مدارک دانشگاهی فعالیت چندانی ندارند.
وی افزود: «در حال حاضر رشته های مدیریت، حقوق و مهندسی بالاترین آمار متقاضی دریافت مدارک دانشگاهی را به خود اختصاص داده اند

این روزنامه افزود:
در حال حاضر انواع تز با قیمت هایی از 200 تا 300 هزار تومان به فروش میرسد. همچنین قیمت هر فصل پایان نامه کارشناسی ارشد بین 400 تا 800 هزار تومان است درحالی که این قیمت برای هر فصل از پایان نامه مقطع دکترا به 600 هزار تا یک میلیون تومان میرسد.



:: موضوعات مرتبط: اجتماعی , ,
:: بازدید از این مطلب : 258
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ

 

http://www.dl.foxworld.ir/foxworld/picture/uploads/1339011559.jpg
 
یک حفره غول پیکر و عظیم در مرکز شهر گوآتمالا سیتی 3 خانه را در خود کشید این حادثه وحشتناک در اثر باران شدید و طوفان عظیم آگاتاکریستی به وقوع پیوست که ساکنین محلی این حفره عظیم را دروازه جهنم می خوانند.
 
در ادامه عکس هایی از این اتفاق ناگوار قرار دادیم.
 



 

 

http://www.dl.foxworld.ir/foxworld/picture/uploads/1321990989.jpg


http://www.dl.foxworld.ir/foxworld/picture/uploads/1324332134.jpg


http://www.dl.foxworld.ir/foxworld/picture/uploads/1373787699.jpg


http://www.dl.foxworld.ir/foxworld/picture/uploads/1360746725.jpg


http://www.dl.foxworld.ir/foxworld/picture/uploads/1361648598.jpg

http://www.dl.foxworld.ir/foxworld/picture/uploads/1353755531.jpg

http://www.dl.foxworld.ir/foxworld/picture/uploads/1357474787.jpg



http://www.dl.foxworld.ir/foxworld/picture/uploads/1300720089.jpg


http://www.dl.foxworld.ir/foxworld/picture/uploads/1301576020.jpg



 



:: موضوعات مرتبط: اجتماعی , ,
:: بازدید از این مطلب : 265
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ

پروژه تبليغي ديدار با برخي از متهماني كه در جريان حوادث پس از انتخابات بازداشت و به تازگي آزاد شده‌اند، با ميخواري يكي از متهمان رنگ‌وبوي تازه‌تري به خود گرفت. 

به گزارش اخلاق نیوز به نقل از جهان، در جريان این ديدار و گفتگوی سیاسی، سرو مشروبات الكلي هم انجام شد.متاسفانه کسانی در این جلسه حضور داشتند که سالها مدعی دینداری و انقلابی گری بودند و البته در برابر این موضوع، کمترین اعتراضی از خود نشان نمی دهند.

جهان اسامی فتنه گران حاظر در این جلسه و همچنین کسانی که اقدام به شرب خمر کردند را در اختیار دارد اما به جهت ملاحظات اخلاقی از انتشار نام آنها خودداری می کند.



:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 281
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ

روابط عمومي دفتر هاشمي رفسنجاني بر تقلب وزارت كشور دولت خاتمي در انتخابات مجلس ششم تاكيد كرد.

کيهان نوشت: هاشمي رفسنجاني در آن انتخابات از حوزه انتخابيه تهران شركت كرده بود و اصلاح طلبان حاكم با نگراني از حضور وي در مجلس ششم و احتمالا تصدي رياست آن، در كنار بستن اتهام عاليجناب سرخپوش قتل هاي زنجيره اي به هاشمي، در آراء مردم نيز دست بردند و او را از حضور در مجلس بازداشتند.

مصطفي تاج زاده معاون سياسي وقت وزارت كشور همان زمان به اتهام تقلب و دستكاري در آراي مردم تهران محاكمه و محكوم شد.

دفتر هاشمي رفسنجاني كه به يك مقاله منتشره در يک روزنامه پاسخ مي داد، تصريح كرد: «با شمارش مجدد 20 درصد صندوق ها در حوزه انتخابيه تهران كه توسط شوراي نگهبان انجام گرفت، آيت الله هاشمي رفسنجاني از رتبه سي ام به نوزدهم رسيد و آن آبروريزي داشت اساس انتخابات را زير سوال مي برد».

اين اقدام اصلاح طلبان در واقع تلافي معكوس لطف هاشمي به آنان در انتخابات سال 76 بود كه هشدار وي در نمازجمعه درباره مراقبت از تقلب عملاً به نفع خاتمي و بر عليه ناطق نوري تمام شده بود. 2 سال پس از آن خطبه جمعه، وزارت كشور خاتمي اقدام مطبوعات زنجيره اي در هجمه به هاشمي را با دستكاري در آراء هاشمي جبران كرد!

آنچه در توضيح دفتر آقاي هاشمي مسكوت مانده حضور و همراهي بعدي مهدي هاشمي با عناصر افراطي مدعي اصلاحات -نظير تاج زاده و...- در پروژه جعلي و فريبكارانه القاي تقلب و «صيانت از آرا» در انتخابات رياست جمهوري سال 88 است. در واقع اين بار هم امثال تاج زاده نقش سنتي خود را در تقلب، و مقابله با جمهوريت و رأي مردم ايفا مي كردند با اين تفاوت كه طيفي از كارگزاران و امثال مهدي هاشمي هم با آنها همراه شده بودند تا نگذارند رأي 5/24 ميليوني مردم به كرسي بنشيند ولو با اطلاع از سابقه بد و خيانت آلود طيفي از مدعيان اصلاحات.

اما نكته جالب در اين ميان اظهارات چند روز پيش مهدي كروبي نامزد ورشكسته به تقصير انتخابات سال 88 است كه ادعا كرد در تمام انتخابات پس از سال 68 - كه از جمله توسط دولت هاي هاشمي و خاتمي برگزار شد- تقلب صورت گرفته است. كروبي چند روز قبل از انتخابات سال گذشته نيز نامه اي گلايه آميز به هاشمي نوشت حاكي از اينكه برخي اطرافيان وي رعايت بيطرفي را در ميان دو نامزد اصلاح طلبان نمي كنند و ضمن تبليغ عليه كروبي، انصراف وي از رقابت را القا مي كنند.



:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 254
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ

چند ماه پس از اخراج مهدي جامي سردبير راديو زمانه، دو تن از همكاران اين راديو-سايت مجبور به استعفا شدند. اين دو تن مي گويند سردبير جديد، چند هم جنس گراي فراري و به تركيه رفته را به آنها ترجيح داده و پول هاي وزارت خارجه هلند را حيف و ميل مي كند.
بهنام قلي پور و بي تا بختياري زن و شوهري هستند كه طي 3 سال اخير با راديو زمانه همكاري مي كردند و پس از ايفاي نقش در آشوب هاي سال گذشته، از كشور گريختند و از هلند سر درآوردند. آنها چند سال پيش به هنگام حضور در ايران با راه اندازي «كافه تيتر» در ايران تلاش كردند ارتباط برخي روزنامه نگاران و هنرمندان را با رسانه هاي خارجه برقرار كنند. بختياري به تازگي در وبلاگ كافه تيتر از ماجراي استعفاي خود و همسرش از راديوزمانه پرده برداشت و نوشت: بهنام و من امروز بعد از 3 سال از بخش خبر راديو زمانه استعفا كرديم. من از خبرنگاري ساده تا اديتوري خبر در «زمانه» كار كرده بودم. آنچه ما را وادار به كناره گيري كرد رفتار غيرمسئولانه كسي است كه به ناحق سردبيري راديو زمانه را به دست آورده است. او فاقد تعادل است. فريد حائري نژاد، ضعف و ناكارآمدي خود را با به كار گرفتن اكتيويست هاي پناهنده اي كه دچار مشكلات مالي هستند و به پول نياز دارند، جبران مي كند؛ نقض مستقيم حقوق بشر در رسانه مدعي حقوق بشر، رسانه اي كه بودجه اش به نام آزادي بيان و حقوق بشر تامين مي شود. او حتي با استفاده از همجنس گراها در تركيه و پرداخت پولي ناچيز به آنها، سايت زمانه را اداره مي كند. پولي كه هم براي افراد نيازمند به آن، قوتي لايموت فراهم مي آورد و هم اين فرد بي كفايت را از گزند فشارهايي كه وزارت خارجه هلند به علت موضوع تامين بودجه به اين رسانه وارد مي كند، دور نگه مي دارد.
شايان ذكر است ميان راديو زمانه و راديو فردا-ارگان رسمي سازمان سيا- همكاري هاي مشتركي برقرار است. پيش از اين مهدي جامي از همكاران سابق شبكه BBC، راديو زمانه را اداره مي كرد اما مديران هلندي راديو زمانه سال گذشته، وي را با وضعي توهين آميز بركنار كردند. سايت هاي ضدانقلابي همان زمان گزارش دادند كه هلندي ها به جامي و ديگر همكاران راديوزمانه گفته اند شما برده هاي ما هستيد و ما هرگونه بخواهيم با شما رفتار مي كنيم.
 



:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 272
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ

بلافاصله پس از پایان انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری سال گذشته در ایران و اعتراضات گسترده پس از آن، بسیاری تأكید می‌كردند، نامشروع بودن دولت ایران، فریادهای دلیرانه دادخواهی مردم و علائم وجود سلاحهای كشتار جمعی، تكه‌های مختلف پازلی هستند كه می‌توانند جناح‌های مختلف سیاسی امریكا را علیه ایران متحد كنند. همان موقع امریكا می‌توانست سرانجام بر مسند قدرت در ایران بنشیند و یك جهان ناسپاس و فاقد قدرت آینده‌نگری را از یك تهدید بالقوه نجات دهد، اما اكنون دیگر احتمال چنین حادثه‌ای بسیار بعید است. آنهایی كه امروز ادعای دزدیده شدن آرای مردم را زیر سؤال برده و با آن مخالفت می‌كنند، كسانی هستند كه به مخالفت با دموكراسی و ایجاد یك حكومت دینی خشن و جنایتكار متهم می‌شوند. اینها درست همانند كسانی هستند كه فریادشان در مورد دروغ بودن سلاح‌های كشتار جمعی پیش از حمله امریكا به عراق در سال 2003 به خاموشی گرایید.

امروز اما سؤال اصلی این است كه واقعاً چه كسانی دشمن دموكراسی هستند؟

بسیاری از غربی‌ها اصرار دارند محمود احمدی‌نژاد آرای انتخابات ریاست جمهوری ایران را از میرحسین موسوی دزدیده است. اعتراضات و درگیری‌های پس از انتخابات به عنوان یك اقدام شجاعانه و متهورانه در برابر یك حكومت خودكامه در نظر گرفته شده است. با وجود این، تاكنون هیچكس مدرك معتبری كه مسأله وجود تقلب در انتخابات را تأیید كند، ارائه نكرده است. چه می‌شود اگر پرسش كوچك اما بسیار مهم بالا در مورد دشمنان واقعی دموكراسی، به یك پرسش دیگر تبدیل شود؛ این سؤال كه آیا انتخابات ایران معتبر و عادلانه بوده است؟

اتهاماتی مانند اینكه حكومت ایران با معترضان به نتایج انتخابات، با شدت رفتار كرد، باید مورد بررسی قرار گیرد. همان‌طور كه حقوق یك سرباز كه به جنگ رفته است، نباید بر اساس شرایط جنگی كه وی به آن فرستاده شده است، در نظر گرفته شود، حقوق یك انسان معترض نیز نباید به موقعیت و شایستگی‌های وی بستگی داشته باشد. با وجود این، سؤالی كه در اینجا مطرح میشود این نیست كه آیا دولت ایران با افراد معترض به نتایج انتخابات به درستی رفتار كرد یا خیر، سؤال مهم این هم نیست كه ایران باید توسط افراد مختلف با گرایشهای سیاسی مختلف اداره شود یا خیر؛ همچنین این سؤال مطرح نیست كه آیا لازم است تعداد كاندیداهای شركتكننده در انتخابات بیشتر شود، مسألهای كه بسیاری از منتقدان به آن معترض بودند، در عین حال موسوی به این مسأله اعتراضی نداشت. زیرا به نظر میرسید، خروج كاندیداهای دیگر شانس وی را افزایش میداد. سؤال اصلی این است كه آیا احمدینژاد واقعاً در انتخابات به صورت عادلانه و شرافتمندانه پیروز شد؟

نتیجه رسمی انتخابات به صورت زیر است: انتخابات ریاست جمهوری ایران، 22 خرداد 1388
محمود احمدی‌نژاد624525491/ 62 درصد
میرحسین موسوی 813258464/ 33 درصد
محسن رضایی 656150 7/1 درصد
مهدی كروبی 330183 8/0 درصد
آرای معتبر 938770288/98 درصد
آرای باطله 1421005/1 درصد
كل آرا 39191293/ 100درصد

آیا این آمار و ارقام درست است؟ این آمار توسط وزارت كشور ایران ارائه شد، نهادی كه از طرف رسانههای غربی مورد استهزا و هتاكی قرار میگیرد و حتی مردم ایران نیز چندان اعتمادی به آن ندارند، همانطور كه بسیاری از آنان به شورای نگهبان كه بر فعالیتهای انتخاباتی وزارت كشور نظارت دارد، اعتمادی ندارند. اما این مسأله اهمیتی ندارد، مسألهای كه بسیار اهمیت دارد این است كه این آمار و ارقام با آمار 45692 پایگاه اخذ رای كه مردم ایران در آنها رای دارند، همخوانی دارد یا خیر. افرادی كه از سوی موسوی به عنوان ناظر صندوقهای اخذ رای در روز رایگیری در بیش از 40000 محل اخذ رای حاضر بودند، به طور دقیق بر روند شمارش آرا پس از پایان رای‌گیری نظارت داشتند و آمار مربوط به شمارش آرا را تأیید كردند. حتی یك نفر از این افراد به طور رسمی نظر اولیه خود را مبنی بر تأیید نتایج انتخابات رد نكرده و همچنین هیچ یك از آنان اعلام نكرده است، در مورد نتیجه انتخابات فریب خورده یا تأیید وی برای انتخابات پایه و اساس درستی نداشته است. علاوه بر این هیچ یك اعلام نكردهاند، نتایجی كه آنها تأیید كرده‌اند با نتایج اعلام شده توسط وزارت كشور در پایگاههای رای‌گیری مغایرت دارد. نادیده گرفتن این واقعیتها كه اغلب در مورد آنها بحث میشود، اما اكثرا مدركی برای اثبات آنها وجود ندارد، بسیار مشكل است، البته كشورهای غربی توانایی درك این مسأله را ندارند.

با وجود این، هنوز هم این مسأله به طور كامل و شایسته حل نشده است، زیرا چندین هزار پایگاه رای‌گیری وجود داشته كه نمایندگان موسوی در آنها حضور نداشتند (مسأله‌ای كه وی نسبت به آن معترض بود). در عین حال این سوال كه آیا احمدی‌نژاد واقعاً انتخابات را منصفانه برده است، سؤالی است كه به آسانی پاسخ داده می‌شود. مسائلی كه در ادامه به آنها اشاره می‌شود، صادقانه هستند، اطلاعات مورد نیاز برای تأیید آنها در دسترس و نتایج آنها به گونه‌ای است كه هر ذهن مشكوك و مرددی را راضی خواهد كرد.

* تحلیلی بر اعتراضات میرحسین موسوی

تا پایان روز رای‌گیری سه كاندیدای مخالف احمدی‌نژاد 646 نامه اعتراضی را به شورای نگهبان ارائه دادند و اعلام شد، اعتراض آنان به سرعت مورد بررسی قرار گرفت، حتی اگر اعتراضی به بی‌نظمی‌های ایجاد شده در مكان رای‌گیری وجود داشت و امكان داشت روی نتایج انتخابات تاثیر بگذارد. علاوه بر این 10 درصد صندوق‌های اخذ رای 8 روز پس از برگزاری انتخابات بازشماری شد كه در این واقعه دوربین‌های تلویزیونی و صدها نفر از معترضان حضور داشتند. این در حالی بود كه در این بازشماری هیچ نشانی از تفاوت در نتایج دیده نشد و كاندیدایی كه نماینده وی در این بازشماری حضور داشت(محسن رضایی)، سه روز بعد اعتراض خود را پس گرفت.

با وجود این، موسوی چنین مسائلی را در نظر نگرفت و با بیان ادعاهای عجولانه مسیر حملات لفظی خود را تغییر داد؛ ادعاهایی از قبیل اینكه نتایج انتخابات از پیش تعیین شده بود یا اینكه انتخابات باید ابطال شود. بسیاری از ادعاهای جدید موسوی(از جمله ادعاهایی مبنی بر وجود موسسات در سایه و سوءاستفاده آنها از قدرت)، مورد پذیرش حكومت قرار گرفت و با تحقیق در مورد این ادعاها موافقت شد. با وجود این موسوی به جای ارائه مدارك و مستنداتی كه از وی درخواست شده بود، حامیان خود را به اعتراض و تظاهرات فراخواند، كه این مسأله باعث شد حكومت عكس‌العمل نشان دهد. برخی از اعتراضات و شكایت‌های موسوی در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

* مورد اول اعتراض:

-در برخی از مناطق ایران تعداد آرای اعلام شده از تعداد واجدین شرایط رای دادن بیشتر بود
گزارشهای اولیه در این مورد نشان داد، نتایج رای‌گیری در دو استان از سی استان ایران بیش از تعداد واجدین شرایط بوده است، این مدركی بود كه موسوی به عنوان دلیلی بر وجود تقلب در انتخابات ارائه داد. این در حالی است كه موارد مشابهی در انتخابات پیشین كه در آنها تعداد بسیاری شركت كرده بودند، دیده شده است. از جمله انتخابات خرداد 76 كه در آن محمد خاتمی كاندیدای اصلاح‌طلبان پیروز شد.

رای‌دهندگان در ایران نام خود را ثبت نمی‌كنند. اگرچه تنها تعدادی از ناظرین غربی از این مسأله آگاهی دارند. در انتخابات ریاست جمهوری ایران تمام افراد بالای 18 سال می‌توانند در هر پایگاه رای‌گیری در هر مكانی از ایران و حتی خارج از ایران شركت كنند. این در حالی است كه در انتخابات سال گذشته صدها هزار نفر از مردم ایران كه در مسافرت داخل یا خارج از كشور بودند، در رأی‌گیری در پایگاه‌های داخل و پایگاه‌های ایجاد شده در 95 كشور جهان شركت كردند كه البته بسیاری از آنها حامی میرحسین موسوی بودند.

به دلیل اینكه هیچ ثبت رسمی در مورد نام رای‌دهندگان در انتخابات وجود ندارد، ارزیابی آرا و نحوه شركت افراد به طور قابل توجهی بستگی به این دارد كه تعداد واجدین شرایط رای دادن در هر منطقه (مخرج كسر تعداد رأی دهندگان) چگونه محاسبه می‌شود. هرچه شمارش تعداد واجدین شرایط از صحت كمتری برخوردار باشد، احتمال افزایش تعداد آرای اضافی بالاتر می‌رود. برخی از آمار مستقل كه در مورد تعداد واجدین شرایط ارائه شده بود، بر اساس آمار سال 1385 كه از سوی مركز آمار ایران در مورد جمعیت ایران به دست آمده بود، داده شده بود. اطلاعات دیگر نیز بر اساس اطلاعات شهری كه توسط یك پایگاه خبری ایران ارائه شده بود، به دست آمد. وزارت كشور اعلام كرد، اطلاعات آن بر اساس آمار ثبت شده تولد تنظیم شده است. این در حالی است كه دیگر نهادهای دولتی از آمار ارائه شده در انتخابات ریاست جمهوری سال 2005 استفاده كردند.

موسوی به طور دقیق مشخص نكرد، از كدام منبع اطلاعاتی برای بیان ادعای خود استفاده كرده است. شورای نگهبان ادعا كرد، تمام آمارهای ارائه شده نادرست است و تنها یك آمار در مورد تعداد واجدین شرایط، قانونی است و آن آماری است كه در مورد واجدین شرایط در كل كشور وجود دارد. آیا حقیقتاً تعداد آرای اخذ شده از تعداد واجدین شرایط در كل كشور بیشتر بود؟ اگرچه انتخابات ریاست جمهوری 88 ایران بالاترین میزان مشاركت مردم در انتخابات را با میزان 85 درصد به ثبت رساند، اما نكته اینجاست كه این میزان زیر 100 درصد و كمتر از میزان مشاركت 98درصد مردم در همهپرسی سال 58 در مورد استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران بوده است. علاوه بر این میزان شركت رای‌دهندگان در انتخابات به وسعت منطقه رای‌گیری بستگی دارد. برای مثال وجود دانشجویان، سربازان و همچنین مسافران در یك شهر كوچك بسیار بیشتر از یك شهر بزرگ یا یك استان روی نتیجه انتخابات تاثیر خواهد گذاشت. اگر چه بسیاری از پایگاه‌های امریكا بعدها اعلام كردند، در هیچ یك از استان‌های ایران تعداد آرا از تعداد واجدین شرایط بیشتر نبود، اما وزارت كشور ایران اعلام كرد، در 48 شهر كوچك ایران تعداد آرا از 100درصد بیشتر بوده است. آمار آرای اضافی در برخی مناطق شهری نیز بالا بوده است. همچنین وزارت كشور اعلام كرد كه برای مثال در منطقه اعیان‌نشین شمیران كه حامی میرحسین موسوی بوده اند، تعداد آرا 13 برابر تعداد واجدین شرایط رای دادن در این منطقه بوده است، كه این مقدار در انتخابات سال 2005، هشت برابر بود.

مخلص كلام اینكه آرای اضافی مدتهاست در ایران مطرح است. این مسأله در انتخابات 88 به این دلیل خبرساز شد كه در این انتخابات تعداد شركت‌كنندگان از شركت‌كنندگان در انتخابات برگزار شده در سالهای پیش بیشتر بود. این به این معنا نیست كه در انتخابات این دوره تقلب صورت گرفته است، البته بی‌اساس بودن ادعای آرای اضافی نیز به معنای فراموش كردن بحث تقلب در انتخابات نیست. با وجود این در ایران قرار دادن یك صندوق رای‌گیری در بیش از یك مكان كار آسانی نیست. مسؤولیت ایجاد اعتماد و اطمینان در مورد صحت انتخابات در ایران بر عهده شورای نگهبان است، نهادی كه بر فعالیتهای انتخاباتی وزارت كشور نظارت دارد. بدون در نظر گرفتن این نكته كه بسیاری از مردم ایران به هیچ یك از این دو نهاد اعتماد ندارند، كاندیداها می‌توانند در هر مكان اخذ رای یك نماینده داشته باشند(موسوی 40676 نماینده در پایگاه‌های اخذ رای داشت)، تا به طور دقیق بر انتخابات نظارت كنند تا از بابت صحت انتخابات اطمینان داشته باشند.

هر رای دهنده باید در روز انتخابات یك كارت شناسایی(شناسنامه) كه دارای عكس، اثر انگشت و شماره شناسنامه منحصر به خود وی است، به همراه داشته باشد. نام و شماره شناسنامه رای‌دهنده در كامپیوتر ثبت می‌شود و در محل اخذ رای و همچنین در برگه اخذ رای نوشته میشود. پیش از نوشتن رای، رای دهنده باید اثر انگشت خود را روی انتهای برگه ثبت كند، كه این بخش برگه از محل نوشتن رای جدا و به یك صندوق دیگر انداخته می‌شود. با توجه به این مسأله دیگر تشخیص اینكه رای دهنده به چه كسی رای داده است غیرممكن می‌شود. همچنین شناسنامه تمامی رای‌دهندگان ممهور میشود تا دیگر نتوانند در همان انتخابات شركت كنند. برای هر دوره از انتخابات نیز یك مهر منحصر به فرد در نظر گرفته می‌شود تا كاركنان محل اخذ رای بتوانند به آسانی در لحظه بررسی شناسنامه افراد این مهر را شناسایی كنند.

تمام این مسائل تحت نظارت كامل نمایندگان كاندیداها انجام می‌شود. نمایندگان شورای نگهبان، نمایندگان وزارت كشور، نمایندگان دادستانی مناطق، پلیس محلی و نمایندگان مردم نیز به عنوان ناظر در محل‌های اخذ رای حضور دارند. بسیاری از محل‌های اخذ رای در مدارس وجود دارند، جایی كه معمولا معلمان محلی به عنوان مسؤول شعبه فعالیت می‌كنند. همچنین 14 نفر یا تعداد بیشتری از افراد به طور كامل و در تمام ساعات روز تمام فعالیت‌های انتخاباتی را در هر پایگاه كنترل می‌كنند. این افراد خالی بودن صندوق رای را پیش از آغاز انتخابات بررسی و سپس آن را مهر و موم می‌كنند. این افراد در تمام طول روز رای‌گیری بر بررسی مدارك شناسایی رأی‌دهندگان، دریافت برگه رای و حضور رای‌دهنده در یك مكان خصوصی برای نوشتن رای، نظارت می‌كنند. همچنین این افراد بر این مسأله كه هر فرد بیش از یك رای در صندوق نیندازد، نظارت كامل دارند.

پس از پایان رای‌گیری، صندوقها باز و شمارش آرا آغاز می‌شود و تعداد برگه‌های رای با تعداد ته برگ‌های موجود در محل رای‌گیری مقایسه می‌شود تا از بابت یكسان بودن تعداد آنها اطمینان حاصل شود. اگر تعداد ته‌برگ‌ها از تعداد برگه‌های رای بیشتر باشد، تمام رای‌ها شمارش خواهد شد و این مسأله در گزارش مربوط به انتخابات درج می‌شود. در صورتی كه تعداد برگه‌ها از ته‌برگ‌ها بیشتر باشد، این مسأله در گزارش آورده می‌شود و آرای اضافی پیش از شمارش آرا به طور تصادفی از بین می‌روند.

ناظران بر نظارت خود تا زمانی كه صحت شمارش آرا تأیید شود، ادامه می‌دهند. مقامات برگزاركننده انتخابات هر رای را بررسی می‌كنند تا در این مورد كه رای‌دهنده نام فرد مورد نظر را به درستی نوشته است، مطمئن شوند. رای نهایی هر كاندیدا و آرای باطله روی یك فرم دولتی با نام فرم 22 نوشته و این فرم‌ها توسط مقامات برگزاركننده و ناظران امضا می‌شود. در صورتی كه نماینده یك كاندیدا با شمارش آرا مخالف باشد، این برگه را امضا نمی‌كند. برگه مورد نظر پس از امضا در داخل صندوق انداخته و صندوق مهروموم می‌شود. سپس این صندوق به فرمانداری منطقه برده می‌شود تا زمان مورد نظر برای اعلام رسمی فرا برسد.

صندوق رای هرگز به وزارت كشور فرستاده نمی‌شود، حتی اگر بازشماری شود. بسیاری از افراد به اشتباه فكر می‌كنند كه تمام 45692 صندوق رای در انتخابات 88 با اسكورت پلیس و ناظران به تهران و ساختمان وزارت كشور برده شده است. حتی برخی از افراد همین مسأله را به عنوان دلیل وجود تقلب در انتخابات بیان می‌كنند، همچنین بحث ممنوعیت حضور ناظران موسوی در این اسكورت نیز به عنوان دلیل تقلب بیان شده است.

این در حالی است كه تنها فرم‌های امضا شده كه حاوی تعداد آرای هر كاندیدا و آرای باطله هستند، به وزارت كشور در تهران ارسال می‌شوند، علاوه بر این یك كپی از این فرم 22 به ناظران و اطلاعات موجود در آن نیز به نهادهای دولتی محلی كه نمایندگان كاندیداها نیز در آن حضور دارند، ارسال می‌شود. برای اینكه صحت نحوه سازماندهی فرم مذكور در انتخابات تأیید شود، اطلاعات مربوط به انتخابات مستقیماً به وزارت كشور با حضور و نظارت نمایندگان كاندیداها ارسال شد.

توضیحاتی كه دولت ایران در مورد بیشتر بودن آرا از واجدین شرایط در برخی مناطق ارائه داد، دقیقاً همان توضیحاتی بود كه دولت‌های قبلی در این مورد ارائه می‌دادند. هر ایرانی بالای 18 سال در هر جایی در جهان یا ایران می‌تواند در انتخابات شركت كند. این توضیح تا حد زیادی در اخبار رسانه‌ها در مورد انتخابات اخیر نادیده گرفته شد. بسیاری از رسانه‌ها اعلام كردند، دولت به وقوع اشتباه در انتخابات اعتراف كرده است. حتی علی انصاری كارشناس ایرانی مدعی است، دولت به مفقود شدن 3 میلیون رای مردم اعتراف كرده است. این مسأله به بیانیه وزارت كشور اشاره دارد كه اعلام كرد، در 48 شهر كوچك تعداد آرا از تعداد واجدین شرایط بیشتر بوده است. سخنگوی وزارت كشور در اینباره اظهار داشت، آرای اضافی در این دوره، از دوره‌های پیشین بسیار بیشتر بود، به این دلیل كه میزان شركت در این دوره بالا بود. این مسأله نمی‌تواند به معنای تقلب باشد، حتی اگر قرار بود تقلبی صورت گیرد، باز هم نتایج آرا به همین صورت بود. این سخن پایانی سخنگوی وزارت كشور ایران می‌تواند افراد را راضی كند، اما برخی افراد از این اظهارات سخنگو به عنوان كورسوی امیدی برای خود استفاده و تنها به واژه 3 میلیون رای گم شده تأكید میكنند.

این در حالی است كه برخی تحلیلگران تنها بر نگرانی‌های موجود در مورد بی‌نظمی‌هایی كه باعث مفقود شدن این 3 میلیون رای شد، تأكید می‌كنند. برای مثال دكتر انصاری در اینباره می‌گوید: 3 میلیون رای گم شده، رای كمی نیست، اما این رای‌ها از بین نرفته یا مفقود نشده است، بلكه از موسوی دزدیده و به احمدی‌نژاد داده شده است. اگر این مسأله درست باشد، رای احمدی‌نژاد 5/21 میلیون و رای موسوی 16 میلیون خواهد شد. حتی در این حالت هم میزان رای احمدی‌نژاد از 5/19 میلیون كه 50 درصد كل آراست، بیشتر خواهد بود. با توجه به این مسأله هیچ شكی نخواهد بود كه بسیاری از سوءتعبیرها از بین خواهد رفت. سخنگوی شورای نگهبان در مورد این مسأله عكس‌العملی نشان نداد و نسبت به آن بی اعتنایی كرد، این در حالی بود كه اظهارات وی تعجب بسیاری را در جهان برانگیخت. وی در اینباره گفت: ادعای كاندیداها مبنی بر اینكه آرای اضافی در بیش از 80 یا 170 شهر وجود داشته است، ادعایی نادرست است، این مسأله تنها در مورد 50 شهر اتفاق افتاده است.

به بیان دیگر چنین تحلیلگرانی این مسأله را به این صورت تعبیر می‌كنند، كه 3 میلیون رای موسوی دزدیده و به احمدی نژاد داده شده است و دولت نیز به این سوال پاسخ نمی‌دهد و نسبت به این مسأله بی اعتناست. این در حالی است كه موسوی از این هم فراتر رفت و اعلام كرد كه دولت ایران با بی‌شرمی مسأله تقلب در انتخابات را در كنفرانس خبری اعلام كرد.

این در حالی است كه دولت ایران هرگز به مسأله تقلب در انتخابات اعتراف و هرگز اعلام نكرد كه رای مردم گم شده است. همچنین هیچ مدركی مبنی بر وجود تقلب در 48 شهری كه تعداد آرا از تعداد واجدین شرایط بیشتر بود، وجود نداشت. بسیاری از حامیان موسوی ادعا می‌كردند، در برخی از صندوقها تعداد آرا به قدری زیاد بود كه رایها در صندوق به زور چپانده شده بود. با وجود این هیچ یك از این افراد به یاد نمی‌آورد كه این مسأله در كدام صندوق و توسط چه كسی و چگونه اتفاق افتاده است؛ یا این ادعا كه برخی از افراد چندین بار رای داده بودند، این در حالی است كه هیچ یك از 40000 نماینده موسوی در صندوقها چنین ادعایی را تأیید نكردند. چنین ادعاهایی هیچ پایه و اساس درستی نداشت، ولی باعث شد كه برخی افراد قانون انتخابات ایران را در مورد اینكه هر فردی در هر جایی می‌تواند رای دهد، فراموش كنند.

*مورد دوم اعتراض:

-نتایج اعلام شده توسط پایگاه‌های محلی اخذ رای، از قبل توسط مقامات وزارت كشور به این پایگاهها اطلاع داده شده بود
موسوی بر این مسأله اصرار داشت كه پایگاه‌های محلی اخذ رای نتایج اعلام شده در انتخابات محل خود را از وزارت كشور دریافت كرده بودند. همچنین این ادعا مطرح شد كه فهرست‌بندی رای‌ها در اتاق‌های در بسته انجام شده است و نمایندگان كاندیداها از حضور در این اتاق منع شده بودند. البته شورای نگهبان با تكذیب این مسأله اعلام كرد كه نمایندگان كاندیداها در ساعت 6 صبح روز بعد از انتخابات محل شمارش آرا را ترك كردند. همانطور كه در ادامه مشخص خواهد شد، نیازی به بررسی دقیق این تكذیب برای فهمیدن صحت آن نیست.

بسیاری از این ادعاها توسط افرادی مطرح شده كه اطلاعی از وظیفه وزارت كشور در مورد شمارش آرا ندارند و نمی‌دانند كه وزارت كشور آرا را نمی‌شمارد، بلكه شمارش آرا در پایگاههای اخذ رای توسط مقامات محلی و با حضور ناظران انجام می‌شود، وزارت كشور تنها وظیفه دارد آرا را بر اساس شهرستان، استان و كشور جدول‌بندی كند. البته با وجود این باز هم احتمال تقلب وجود دارد. فرض كنیم كه ادعای حامیان موسوی مبنی بر اینكه تمام مقامات وزارت كشور در چنگال احمدی‌نژاد اسیر بودند، درست باشد، در این صورت مقامات وزارت كشور ممكن بود كه نتایج جعلی را در مورد انتخابات ایجاد كنند تا نشان دهند كه احمدی‌نژاد اكثریت آرا را به دست آورده است. این مسأله دقیقاً همان چیزی است كه حامیان موسوی ادعا می‌كنند. حتی برخی از این افراد اعلام می‌كنند كه اصلاً هیچ رایی شمرده نشده است. برای مثال علی انصاری می‌گوید: من فكر نمی‌كنم رایها واقعاً شمرده شده باشد. هرچند اثبات این مسأله بسیار مشكل است. این در حالی است كه بسیاری از حامیان موسوی نیز اظهاراتی مشابه انصاری دارند.

عجیب آن كه هر نوع بدجنسی حامیان موسوی در مورد نتایج انتخابات، برای وی نوعی توفیق اجباری بوده است. وی از این طریق فرصت این را پیدا كرد كه موضع خود را به اثبات برساند. برای اولین بار در طول تاریخ جمهوری اسلامی ایران، وزارت كشور ایران در انتخابات سال گذشته آرای تمام كاندیداها را در هر صندوق به طور تفكیك شده اعلام كرد. این مسأله كار موسوی را آسانتر كرد. وی به مدركی نیاز داشت تا بتواند اعلام كند كه آرای اعلام شده در صندوقها توسط وزارت كشور با نتیجه اعلام شده در فرم 22 كه توسط نماینده‌های وی تأیید شده بود، مغایرت داشت. مطالبی كه در ادامه می‌آید، به آسانی نشان خواهد داد كه چنین ادعایی نمیتواند بحث تقلب در انتخابات را ثابت كند.

*روند شمارش آرا

شاید بتوان گفت، دو مرحله شمارش آرا، مهمترین عامل برانگیخته شدن اعتراضات در مورد انتخابات اخیر ایران بود. در هر پایگاه رای‌گیری پس از پایان یافتن رای‌گیری رای‌ها شمرده و در فرم 22نوشته می‌شود. این مسأله در حضور نمایندگان كاندیداها، نماینده وزارت كشور و شورای نگهبان انجام می‌شود. این فرمها محرمانه هستند و نتیجه آنها به رسانه‌ها و كاندیداها اعلام نمی‌شود. در عوض در مرحله دوم روند شمارش آرا این فرم‌ها به وزارت كشور ارسال می‌شود، در آنجا فرم‌ها جمع‌بندی و نتایج آنها روی فرم 28 كه مخصوص اعلام رای استان‌هاست، نوشته می‌شود. اما از آنجا كه در این مرحله هیچ نظارتی صورت نمی‌گیرد، هیچ راهی برای اینكه بتوان فرمهای 22 و 28 را از نظر مطابقت بررسی كرد، وجود ندارد. به بیان دیگر، وزارت كشور و شورای نگهبان این امكان را داشتند كه پیش از اعلام، نتایج آرا را تغییر دهند.

این در حالی است كه چنین امكانی در تمامی انتخابات ریاست جمهوری ایران وجود داشت. به این صورت كه بلافاصله پس از اعلام گزارش فرم 22 از یك پایگاه اخذ رای به وزارت كشور، این وزارتخانه می‌توانست تنها بخش كوچكی از اطلاعات فرم 22 را به فرم 28 منتقل كند. هیچ راهی برای بررسی فرم 28 وجود نداشت، زیرا هیچ بخشی از فرم 22 منتشر نمی‌شد و نمایندگان كاندیداها نمی‌توانستند بر روند جدول‌بندی وزارت كشور نظارت كنند و تنها می‌توانستند از گزارش شمارش آرا در محل‌های اخذ رای آگاه شوند.

این مسأله در انتخابات سال گذشته تغییر كرد. وزارت كشور جزئیات بیشتری را در گزارش خود اضافه كرد. در این گزارش به جای این كه تنها تفكیك رای در استان و منطقه انجام شود، تفكیك رای در هر صندوق انجام شد. برای نخستین بار امكان این كه محتوای فرم 22 با محتوای گزارش وزارت كشور مقایسه شود، به وجود آمد. شورای نگهبان ادعا كرد، از موسوی خواسته است هر مدركی را كه در مورد تقلب در اختیار دارد، ارائه دهد، اما هیچ مدركی از سوی وی ارائه نشد. وی هیچ صحبتی در این مورد نكرد و هیچ مدركی در مورد اختلاف شمارش آرا در صندوق‌ها ارائه نداد. حتی اگر ادعای موسوی در مورد این كه هزاران نفر از نمایندگان وی از حضور در پای صندوق‌ها منع شدند، درست باشد، باز هم 40000 نماینده وی در محل‌های اخذ رای در سراسر ایران بودند و شمارش آرا را تأیید كردند. شورای نگهبان اعلام كرد، مدارك مربوط به این مسأله را در اختیار دارد و در صورت لزوم این مدارك را به رسانه‌ها خواهد داد تا به اطلاع عموم برسد.

با توجه به این كه اطلاعات مورد نیاز برای مقایسه شمارش آرا وجود داشت، سكوت موسوی در این زمینه تنها دو دلیل می‌تواند داشته باشد؛ یا این كه هیچ تقلبی صورت نگرفته یا این كه هیچ فردی تمایل ندارد خود را با بررسی این مسأله به زحمت اندازد.

برای این كه احتمال دوم بهتر درك شود، باید اشاره شود كه اگر كسی بخواهد بحث تقلب را بررسی كند، باید در هر صندوق رای مقایسه را انجام دهد، یا دستكم در چندین هزار صندوق این كار را انجام دهد. در صورتی كه شمارش آرا درست بوده باشد، نشان دهنده این است كه هیچ تقلبی توسط وزارت كشور صورت نگرفته است. در این میان تنها یك احتمال می‌ماند و آن این است كه در صندوق هایی كه نمایندگان موسوی حضور نداشتند، تقلب صورت گرفته است، در این صورت می‌توان مقایسه‌ای را بین این صندوق‌ها با صندوق‌هایی كه نمایندگان وی حضور داشتند، انجام داد كه در بخش بعدی به آن پرداخته می‌شود.

در این جا سؤالی مطرح میشود و آن این است كه آیا این مقایسه‌ها انجام نشده است؟ زمانی كه وزارت كشور آمار رسمی را منتشر كرد، آیا حتی یك ناظر در سراسر كشور وجود داشت كه كپی فرم 22 را كه در اختیار داشت، با نتیجه اعلام شده وزارت كشور مقایسه نكرده باشد؟ و در صورتی كه مقایسه نشان می‌داد، اختلافاتی میان فرم مورد نظر و نتیجه اعلام شده وجود دارد، آیا ممكن بود، حتی یك مورد از این اختلاف توسط نمایندگان موسوی اعلام نشود؟ پاسخ به هر دو سؤال منفی است.

نهایتاً این كه آیا ممكن است برخی نمایندگان موسوی توسط حامیان احمدی‌نژاد فریب خورده باشند؟ اگرچه این احتمال را نمی‌توان به طور كامل رد كرد، اما احتمال آن بسیار كم است و موسوی نیز هیچ گزارشی در این زمینه ارائه نكرده است. فردی كه به عنوان نماینده كاندیدا در محل اخذ رای حاضر است، باهوش، زیرك و آموزش دیده است و میتواند نشانه‌های تقلب را تشخیص دهد. همچنین نمی‌توان ادعا كرد، برخی تقلب‌های صورت گرفته حتی توسط باهوش‌ترین ناظران هم قابل تشخیص نیستند. فعالیت‌های صورت گرفته در محل‌های اخذ رای دارای پیچیدگی نیستند و برای نظارت بر آنها نیز مشكلی وجود ندارد. با توجه به این كه حتی یك ادعا مبنی بر فریب نمایندگان كاندیداها بیان نشده است، بحث تأیید شمارش آرا توسط این نمایندگان دلیل كافی برای این مسأله است كه شمارش آرا صحیح بوده است.

*مورد سوم اعتراض: نمایندگان موسوی از حضور در محلهای اخذ رأی منع شدند

-در روز انتخابات، ناظران موسوی به این مسأله معترض بودند كه از حضور در محل رایگیری در زمان مهر و موم شدن صندوقها منع شده بودند. اگرچه سه روز بعد موسوی ادعا كرد، این مسأله در بسیاری از محل‌های اخذ رای رخ داده است، اما وی به طور دقیق مشخص نكرد كه در كجا این اتفاق افتاده است. شورای نگهبان اعلام كرد، ممكن است برخی نمایندگان موسوی به دلیل تاخیر در رسیدن، موفق به دیدن مهر و موم كردن صندوق نشده باشند. به طوری كه برخی از آنها یك یا دو ساعت پس از آغاز اخذ رای به محل رسیده‌اند. نیازی نبود كه مقامات برگزاری انتخابات، رأیدهندگان را نگه دارند تا ناظران تاخیر كرده موسوی از راه برسند و البته این كار را هم نكردند. دلایل زیر برای پذیرفتن این مسأله كافی است.

قوانین انتخابات مشخص كرده است، هر كاندیدا باید نمایندگان خود را روز قبل از انتخابات برگزیند، كه هر كاندیدا هزاران نفر را انتخاب كرده بود(موسوی 40676 نفر، احمدی‌نژاد 33058 نفر، كروبی 13506 نفر و رضایی 5421 نفر). موسوی به این مسأله اعتراض داشت كه 73 نفر از نمایندگان وی در روز انتخابات از حضور در محل اخذ رای منع شدند، همچنین در روزهای پیشین نیز 5016 نفر از نمایندگان پیشنهادی وی مورد تأیید قرار نگرفته بودند. شورای نگهبان در این باره اعلام كرد، هیچ یك از 73 نماینده مورد ادعای موسوی توسط وی معرفی نشده بودند و همچنین هیچ یك از 5016 نفر دیگر فرم درخواست را ارائه نكرده بودند. بار دیگر باید گفت، دلایل برای پذیرش این مسأله كافی است.

نكته آخر این كه موسوی ادعا كرد، نمایندگان وی حق نداشتند با هیچ یك از 14294 صندوق سیار اخذ رای همراه باشند، این صندوق‌های سیار در انتخابات‌های پیشین به روستاها، بیمارستان‌ها، زندانها و دیگر مناطقی كه افراد توانایی حضور در یك محل اخذ رای ثابت را نداشتند، می‌رفتند. قوانین انتخابات در مورد صندوق‌های سیار نیز مانند صندوق‌های ثابت است، و این صندوق‌ها نیز باید برای شمارش به یك مكان ثابت منتقل شوند. با وجود این باز هم در صندوق‌های سیار كه نمایندگان موسوی حضور نداشتند، احتمال تقلب وجود داشت. اما دلایل زیر برای رد این موضوع كافی است. اعتراض موسوی به این مسأله باعث شد وی بتواند فرصت دیگری را برای اثبات ادعای خود به دست آورد. اما نكته این جاست كه اگر درصد رای احمدی‌نژاد در صندوق‌های سیار از صندوق‌های ثابت بیشتر بود، در این صورت تحلیل‌گران بی طرف به صحت انتخابات شك می‌كردند. حتی اكنون نیز می‌توان این مقایسه را انجام داد. اگرچه هیچ یك از صندوق‌های سیار و ثابت از لحاظ آماری یكسان نیستند، اما كارشناسان آمار میتوانند این مقایسه را انجام دهند. هر نوع ابهامی در نتیجه می‌تواند ادعای موسوی را اثبات كند، و هر نشانی از تقلب دیده شود، می‌توان در مورد آن تحقیق كرد.

*یك نگاه دقیقتر به این ادعا

حتی اگر تمام ادعاهای ناظران درست باشد، ده‌ها هزار نماینده موسوی در پای صندوق‌های رای حضور داشتند كه البته هیچ یك از آنها ادعایی در مورد نادرست بودن آرا نداشتند. برخی حامیان موسوی كاملاً بر این مسأله تأكید می‌كنند كه حتی نمایندگان ثبت نام شده موسوی نیز اجازه نظارت را نداشتند. اما این ادعا روشن نمی‌كند كه آیا تمام نماینده‌های موسوی از نظارت بر شمارش آرا منع شده بودند و یا فقط تعدادی از آنها، علاوه بر این، این ادعا مشخص نمی‌كند كه این ممنوعیت در كدام حوزه‌های رای گیری اتفاق افتاد. در صورتی كه موسوی مكان وقوع این مسأله را مشخص نكند، امكان بررسی صحت این ادعا وجود ندارد. در كدام حوزه اخذ رای، نماینده موسوی به طور كامل از نظارت بر مهر و موم كردن صندوق رای، منع شده بود؟ در كدام حوزه نماینده وی از تأیید نتایج شمارش آرا امتناع كرد؟ نمایندگان وی در كدام یك از صندوقهای سیار اجازه همراهی با صندوق را نداشتند؟ اگر ادعای موسوی درست است، وی باید این اطلاعات و مدارك را در اختیار داشته باشد.

* مورد چهارم اعتراض:

-تعداد آرا و درصد رأی كسب شده احمدینژاد نشان دهنده شك برانگیز بودن یكپارچگی در آراست
برخی از حامیان موسوی ادعا كردند، كاهش تنوع در آرا در استان‌ها نشان دهنده وجود تقلب بوده است. این اتهام ترفندی برای مطرح كردن بحث وجود تقلب 35 درصدی در شمارش آرا بوده است. در واقع این ادعا مطرح شده است كه كاهش تنوع در میزان آرای كاندیداها در استان‌های مختلف نشان دهنده تقلب است. هر فردی كه تنها اطلاعات كمی از ریاضی داشته باشد، به خوبی می‌داند كه انحراف معیار هر عدد برای 100 درصد از بالا به پایین به طور متوسط افزایش می‌یابد (برای مثال در حد، زمانی كه متوسط عدد 100 درصد است، انحراف معیار صفر خواهد بود). بنابراین از آنجا كه نرخ شركت در انتخابات 35 درصد نسبت به انتخابات گذشته افزایش یافته بود، كاملاً واضح است كه انحراف معیار این عدد 23درصد خواهد بود.

علاوه بر این در حالی كه گستره استانی در انتخابات اخیر كاهش یافته بود(دلیل این مسأله در ادامه توضیح داده خواهد شد)، بنابراین انحراف معیار مربوط به استانها از 63 تا 99 درصد متغیر بوده است.

البته حامیان موسوی این ادعا را نیز مطرح می‌كنند كه بالا بودن آرای احمدی‌نژاد نشان دهنده وجود ابهام در یك‌پارچگی آرا در استان‌های مختلف بوده است. اما این احتمال نیز بسیار كم است، به این دلیل كه تنوع بسیار كمی در تعداد آرای احمدی‌نژاد به جز دو مورد وجود دارد. این در حالی است كه در انتخابات گذشته این تنوع در همه جا پراكنده و نامنظم بود.

* شگفتی مقاله‌نویس مجله "تایم "

حمایت از احمدی‌نژاد در سراسر كشور به طور شگفت‌انگیزی از ثبات و استواری برخوردار بود، و این یك تغییر واقعی نسبت به انتخابات پیشین بود، كه در آن كاندیداها در مناطق مختلف از میزان حمایت‌های متفاوتی برخوردار بودند.

البته این مسأله بر اثر شمارش آرا مشخص نشد، بلكه افزایش درصد آرای استانی احمدی‌نژاد از 44درصد به 77درصد این مسأله را مشخص كرد. علاوه بر این یك‌پارچگی آرای احمدی‌نژاد از 13- درصد در سال 84 به 35+ درصد در سال 88 افزایش یافته بود.

نویسنده مجله تایم در مقاله خود در این زمینه آورده است:
احمدی‌نژاد در سال 84 به سختی در دور دوم انتخابات پیروز شد، در صورتی كه نتایج انتخابات اخیر قانونی و صحیح باشد، این مسأله نشان‌دهنده این است كه هفتاد درصد مردم ایران در چهار سال گذشته محافظه كارتر شده‌اند. احمدی‌نژاد در سال 84 با سختی 16 درصد آرا را در قبال 22 درصد رای هاشمی‌رفسنجانی به دست آورد. این در حالی است كه در انتخابات اخیر كار وی برای كسب رای از دوره پیش آسان‌تر بوده است.

نویسنده دیگری در این‌باره مدعی شد یكپارچگی موجود در آرای احمدی‌نژاد به دلیل وجود تنوع در شرایط اقتصادی و اجتماعی در كشور، شبهه انگیز بوده است. باور كردن وجود همبستگی 98 درصدی در آرای احمدی‌نژاد در مناطقی كه دارای تنوع فراوان در مسائل اقتصادی و اجتماعی بوده‌اند، كمی مشكل است. البته این نویسنده هیچ مدركی برای این ادعای خود نیاورده است و به همین دلیل ادعای وی مورد قبول نیست. احمدی‌نژاد تنها 34 درصد آرا را در شمال تهران(شمیران) كه مكانی اعیان نشین است، به دست آورد. در حالی كه وی در جنوب تهران كه فقیر نشین است(پاكدشت و اسلامشهر)، 72 درصد آرا را كسب كرد. 80 درصد از آرای موسوی از استان‌های غیر فارسی زبان به دست آمده است. این در حالی است كه احمدی‌نژاد در این باره موفقیتی قابل توجه به دست آورده است. وی در تمام مناطق كشور كه در آن تنوع اقتصادی پایین بود، رای بالایی آورده است.

مسأله دیگری كه تحلیل گران مطرح می‌كنند، این است كه به چه دلیل درصد آرای احمدی‌نژاد در هیچ یك از مراحل شمارش آرا تغییر نكرده است. برای این مسأله پاسخ‌های زیادی می‌توان داد. پاسخ اول كه ساده‌ترین پاسخ است، این است كه آرای اعلام شده احمدی‌نژاد از پنج میلیون رای شمرده شده در شب انتخابات(كه در پاسخ به ادعای پیش از موعد موسوی مبنی بر پیروزی در انتخابات بود)، بیش از 69 درصد بود. این در حالی است كه در روز بعد میزان رای وی به 63 درصد كاهش یافت. نكته دوم اینكه همان‌طور كه تعداد گزارش‌های مربوط به نتایج آرا افزایش می‌یافت، درصد آرای كاندیداها مرحله به مرحله كاهش پیدا می‌كرد. این ادعا مطرح می‌شود كه در هر گزارش، درصد آرای احمدی‌نژاد به درصد نهایی رای وی نزدیك بود. اما این یك ادعای بی اساس است. وزارت كشور تا چند روز پس از انتخابات گزارشی در مورد آرای تفكیك شده صندوق‌ها ارائه نداد و زمانی كه این گزارش منتشر شد، یك نگاه اجمالی بر نتایج آرا نشان می‌داد، این ادعا كاملا بی اساس است. درصد آرای احمدی‌نژاد در محلهای مختلف اخذ رای از صفر تا صددرصد متغیر بود. همان طور كه در مورد موسوی نیز این گونه بود و این مسأله در تمامی مراحل رای شماری با گستردگی كامل تكرار می‌شد.
ادامه دارد
-------------------------------
منبع: ویژه‌نامه پتك جمهوریت



:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 259
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ

روز گذشته، یکی از کاربران سایت بالاترین لینکی را با این متن ارسال کرد: "به قرآن قسم الان خیابان‌ها کاملا شلوغه و مردم با گارد ویژه درگیر شدن."

به گزارش شبکه ایران، سایت‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران برای احیای اغتشاشات دست به دامان قسم و آیه شدند!

روز گذشته، یکی از کاربران سایت بالاترین لینکی را با این متن ارسال کرد: "به قرآن قسم الان خیابان‌ها کاملا شلوغه و مردم با گارد ویژه درگیر شدن."

فارغ از بی‌اساس بودن این مطلب که با آرامش و روند کاملا عادی جامعه در روز گذشته در تناقض است، آنچه باعث شده تا کاربران این سایت برای جلب اعتماد مخاطبان خود دست به این شیوه جدید بزنند، در نوع خود جالب به نظر می‌رسد.

فعالان عرصه سایبر و مجازی معتقدند که این مسئله از آنجا ناشی شده است که خارج‌نشین بودن اکثر کاربران بالاترین و سابقه انتشار مطالب غیرواقعی، باورپذیر بودن مطالب این سایت را به حداقل رسانده است.

به طور مثال، برخی کاربران این سایت که در فرانسه زندگی می‌کنند، پشت کامپیوتر خود از درگیری‌های قطعی در میدان امیرآباد تهران که با چشمان خود دیده‌اند، خبر می‌دهند!

انتشار گسترده این نوع مطالب توهم‌زا حتی صدای دیگر سایت‌های مخالف ایران را هم درآورد؛ تا جایی که سایت جرس مدعی شد لینک‌های بالاترین توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ایران فرستاده می‌شود.
 



:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 243
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : محفوظ
یک روزنامه آمریکایی از دستگیری مستندساز ایرانی حامی جریان فتنه، به خاطر جعل نامه یک مقام سازمان ملل از سوی وی و ارائه آن به سازمان مهاجرت آمریکا خبر داد.

به گزارش شبکه ایران، روزنامه اگزماینر در گزارشی از دستگیری حسین دهباشی مستندساز 38 ساله ایرانی حامی جریان فتنه، به خاطر جعل نامه یک مقام سازمان ملل از سوی وی و ارائه آن به سازمان مهاجرت آمریکا خبر داد.
این مستندساز جریان فتنه که پیش از این تلاش‌های زیادی را برای گرفتن اقامت در آمریکا انجام داده، به خاطر تمام شدن صبرش و متعاقباً اقدام به جعل نامه مقامات سازمان ملل، براساس قوانین ایالات متحده احتمالاً به 10 سال زندان محکوم می‌شود.
بازپرسان اعلام کردند که وی با جعل این نامه که به ظاهر از طرف مدیر ارتباطات سازمان ملل تنظیم شده، قصد داشته تا شهروندی دائم آمریکا را تصاحب کند و این در حالی است که وی از جعلی بودن نامه نیز اطلاع داشته است.
دهباشی در جریان آشوب‌های پس از انتخابات ایران، همواره مهاجرانی وزیر سابق ارشاد و اپوزیسیون فراری به انگلیس را تشویق می‌کرد که مواضع تندتری علیه نظام بگیرد.
 



:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 277
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : 22 خرداد 1389 | نظرات ()