عباس میلانی دراین مقاله همچون روش مالوف ضد انقلاب ضمن حمله به اصل ولایت فقیه می نویسد: اگرچه او بر «استمرار حضور» دین در آینده ایران اذعان می کند اما آشكارا از استقلال « نهادهای دینی و روحانی از حکومت» دفاع میكند. این گفتهی او دعوتی آشكار به یك نوع سکولاریسم اصیل در گفتمان سیاسی معاصر ایران بوده است.وی می افزاید: جهان باید هشدار دهد که هر گونه حمله به آقای موسوی – همانند آفریقای جنوبی آپارتاید – به انزوای كامل رژیم خواهد انجامید. ایران دموکرات تنها چارهی حل مشکل ایران برای جهانیان است و بیانیهی تازهی آقای موسوی پیشنویسی نویدبخش برای دستیابی به این هدف فراهم میآورد!
عباس میلانی که سرپرست گروه مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد را بعهده دارد نیز پیش ازاین در مدح موسوی مقاله ای با عنوان «موسوی، مردی برای تمام فصول» را نوشته بود که مورد استقبال وسیع جریان ضد انقلاب خارج نشین قرار گرفته بود.
اینکه عباس میلانی کیست و سخنگوی چه جریان سیاسی ضد انقلاب د رخارج از کشور می باشد می تواند به صورت دوسویه هشدار دهنده باشد از یک سو هشدار به عناصر داخلی جریان فتنه که واقعا اگر نمی دانند آب به آسیاب چه کسی می ریزند به هوش بیایند و هشدار دیگر به مراجع امنیتی و قضایی است . با این اعلام حمایتها و خط دهیهای آشکار و پنهان تکلیف جریان فتنه به طور کامل مشخص است و در ارتباط مادی و معنوی این جریان با خارج از کشور شکی باقی نمی ماند فقط سوال اینجاست آیا اگر قرار بر برخورد با فتنه گران نیست بازوهای ارتباطی آنها و ترمینالهای مشترک آنها با ضد انقلاب و سرویسهای خارجی نیز قطع شده است؟
عباس میلانی کیست؟
عباس میلانی هم اکنون سرپرست گروه مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد را به عهده دارد. وی در سالهای پیش ازانقلاب عضو سازمان حزب توده بوده است. نامبرده دو سال قبل از انقلاب به عنوان یک کمونیست - مائوئیست توسط ساواک بازداشت، محاکمه و به پنچ سال زندان محکوم شده بود و با وساطت فرح پهلوی همسر شاه معدوم یک سال قبل از انقلاب آزاد شد.
وی سالها درزمان تحصیل در امریکا، عضو یک گروه مارکسیست بوده و ازبدو ورود به ایران نیز، که از اواسط 1354میباشد، به فعالیتهای گروه مائوئیستی همراه با دیگران ادامه میداده و با اعلام علنی براینکه طرفدار نظام پادشاهی است با کمک احمد قریشی رئیس وقت دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ملی ایران ازغربال ساواک گذشته و بعنوان استادیار رشته علوم سیاسی در دانشگاه ملی شروع به کار میکند . تعدادی ازاعضای این گروه بازداشت ، محاکمه واعدام شده بودند. عباس میلانی به توصیه تیمسار ناصرمقدم رئیس اداره دوم ساواک به عضویت گروه بررسی مسائل ایران، در می آید.

عباس میلانی در دیدار با شاه معدوم
دوسال قبل از انقلاب است که ماهیت اصلی میلانی برای ساواک مشخص می شود. وی بازداشت ،محاکمه ومحکوم می شود . ولی از درون زندان نامه ای سرگشاده نوشته و از طریق ساواک در اختیار روزنامه اطلاعات قرار میدهد. به دلیل همکاری با ساواک حکم پنج سال زندانش به کمتر از یک سال تقلیل میابد و حدودأ یک سال قبل از انقلاب آزاد میشود. وی سپس تبدیل به یک سلطنت طلب دو آتشه میشود . بعد از آزادی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران سر در میاورد! پس از انقلاب و یکی دو سال زندگی در ایران، کشور را به مقصدامریکا ترک کرد و در آنجا کتابهای متعددی به نگارش در آورد و از دستاوردهای رژیم پهلوی تقدیر کرد. او کمکم به یکی از رهبران اپوزیسیون تبدیل شد که با دیگران فرق عمدهای داشت و آن رابطه با عناصر اصلاح طلب داخلی بود.
عباس میلانی این کمونیست - مائوئیست،پس از پیروزی انقلاب اسلامی از طریق لابی های سرمایه داری آمریکا صندلی ایران شناسی. را در یکی از مهمترین دانشگاهای امریکا، استانفورد تسخیر کرده و به تازگی مدعی منتقل کننده نظریات اکثریت ایرانیان به کاخ سفید و وزارت امورخارجه امریکا شده است. وی یك شاهپرست تمامعیار بود و بعد از انقلاب هم كتابهای زیادی در حمله به دین اساسا و دین اسلام بهطور خاص و اهانت به حضرت رسول(ص) و اندیشههای دینی دارد و در كتابهایش كه در خارج از كشور چاپ میشود، كاملا به دین و اندیشههای دینی اهانت میكند. بهصورتی كه میتوان گفت برای خودش یك سلمان رشدی است! وی تقریبا بنیانگذار یك نوع تاریخنگاری سلطنتطلبانه جدید است.
فعالیت مستقیم دربراندازی
در مثلث براندازی هر کدام از مؤسسات آمریکایی فعالیت خاصی را انجام میدهند که در ایران نیز یکسری افراد با آنها همکاری میکنند. مهمترین مؤسسه "هوفر " زیر مجموعه دانشگاه استنفورد است که در زمان جنگ سرد تشکیل شده است. این مؤسسه پروژهای به نام "دموکراسی در ایران " دارد که زیر نظر 3 شخص امنیتی به نامهای عباس میلانی، لری دایمند، مایکل مک فور اداره میشود.
پروژه "دموکراسی در ایران " پیرامون فرهنگ عامه مردم در ایران مانند موسیقی، وبلاگها و مسائل جنسی کار میکند. بخش دانشجویی این مؤسسه بسیار فعال است که افرادی مانند فاطمه حقیقت جو، آرش(احمد) نراقی از اعضای حلقه کیان و نزدیک به عبدالکریم سروش در کنفرانسهای آنها سخنرانی میکنند. در داخل ایران نیز افرادی که به کارگزاران نزدیکند به این مؤسسه نزدیک هستند. بطور نمونه محمد عطریانفر در هر مجله یا روزنامهای که کار میکند از عباس میلانی تحت پوشش یک تاریخ نگار که کارهای خود را انجام میدهد، مصاحبه میکند. اهمیت عباس میلانی برای CIA از رضا پهلوی هم بیشتر است، زیرا او با اصلاح طلبان رابطه خوبی دارد وحتی تمام هزینههای مالی اکبر گنجی در خارج از کشور را نیز او تأمین میکند.
:: موضوعات مرتبط:
سیاسی ,
,
:: بازدید از این مطلب : 344
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5