از این رو با ایجاد بحران در تیرماه همان سال و چهار روز آشوب در تهران فضای مورد دلخواه و ترسیم شده از سوی طراحان خارجی و مجریان داخلی را بهوجود آوردند.
در واقع این موضوع شروعی برای یک حرکت آرام به روش حرکت با چراغ خاموش و در راستای تهاجم و ناتوی فرهنگی دشمن آغاز شد. دشمن با تلفیق تهاجم فرهنگی با ماهیت فرهنگی آن با مفاهیم سیاسی و امنیتی، استحاله در افکار و باورها و نفوذ در کانونهای تصمیمساز و سیاستپرداز و به عبارت دیگر شکار وابستگان نظام با فریب یا از طریق آلودهسازی به مطمع دنیوی در دستور کار قرار داد به گونهای که بر اساس این الگو و در استمرار این مسیر اتفاقات وحوادث بعد از انتخابات دهم و فتنه 88 را بهوجود آورد. اتفاقات و حوادثی که تا چندین ماه بعد از انتخابات ریاست جمهوری فضای کشور را ناآرام و کام مردم را از پیروزی و حضور حداکثری و 40میلیونی که برای ملت ایران یک عید و جشن بزرگ ملی به حساب میآمد، تلخ و سرعت چرخهای سازندگی کشور را از حرکت در مسیر رشد و سازندگی باز داشت.
در واقع نگاه عمیق به جریانات اخیر از بحران 78 و نهایتاً فتنه 88 روند شکلگیری این جریانات را بیش از پیش نمایان میسازد که تهدیدات نرم علیه انقلاب اسلامی با ناتوی فرهنگی آغاز شد که با تخریب باورها و اندیشههای برآمده از اعتقادات بسترهای مناسب برای بروز حوادثی از قبیل بحران 78 و فتنه 88 را فراهم کرد. مسألهای که مقام معظم رهبری با دوراندیشی الهی خویش از سالها پیش از وقوع این جریانات، در پایان جنگ تحمیلی، هشدار داده بودند که جنگ دیگری در قالب تهاجم و ناتوی فرهنگی در حال انجام است و در این باره نیز فرمودند:«اینکه مکرر گفتهایم و میگوییم که توطئه فرهنگی در جریان است و من آن را عیان در مقابل خودم مشاهده میکنم متکی به استدلال است، شعار نمیدهم، من این را مشاهده میکنم، امروز دشمن با شیوههایی بسیار زیرکانه در داخل، درحال یک جنگ و مبارزه تمام عیار فرهنگی علیه ماست». (25 /6/ 70)
از این رو تهاجم فرهنگی دشمن و شکلگیری تهدیدات نرم و تلفیق آن با مفاهیم امنیتی مباحثی است که از جمله محصولات این فرآیند بروز غائله کوی دانشگاه و پیادهسازی انقلاب رنگی و مخملی در حوادث بعد از انتخابات است که با دستگیری برخی از عوامل و اعتراف عاملان این جریان و گذشت زمان این مسأله بیش از پیش روشن شد که فتنه 88 آمریکا و برخی کشورهای غربی با پوشش فعالیتها و اقدامات گروههای سیاسی و با مدیریت اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران و حمایتهای مالی از آنان و با الگوگیری از انقلابهای رنگی انجام گرفته در دیگر کشورها و با تأکید بر آشوبهای شکستخورده 18 تیر 78، با استفاده از جنگ رسانهای و بهرهگیری از تکنیکها و تاکتیکهای عملیات روانی برای جابه جایی افکار عمومی و زمینهسازی جهت انقلاب مخملی، به دنبال ایجاد آشوب و اختلال در فضای کشور بودند و با حمایت از گروههای تابلودار ضدانقلاب و گروههای تروریستی وابسته به غرب در دامنزدن به اغتشاشات، اعتراضات و ناآرامیها فعال بودند. این دقیقاً همان سناریویی است که از سوی مخالفان دولت گرجستان که از سوی غربیها حمایت میشد، با استفاده از «رنگ سرخ» در انتخابات ریاستجمهوری سال 2003 میلادی این کشور اجرا شد و با کشاندن هواداران سرخ رنگ خود به خیابانها و گسترش اعتراضات به نتیجه انتخابات و با حمایتهای سنگین غربیها در نهایت دولت حاکم را وادار به عقب نشینی کرده و مخالفان قدرت سیاسی را به دست گرفتند.
از سوی دیگر ماهیت جریان مدعی «یار و همراه امام» برای مردم مشخص شد؛ جریانی که از ابتدا با شعارهای انتخاباتی آرمانی و همراهی با امام(ره) و ولایت وارد عمل شدند و در انتها به تقابل با اندیشههای حضرت امام(ره) و اصل ولایت پرداختند؛ به گونهای که در روز قدس با زیر سؤال بردن یکی از جدیترین و راهبردیترین مسائل نظام جمهوری اسلامی ایران یعنی مسأله فلسطین و حمایت از مردم مظلوم فلسطین، افرادی با روزه خواری و رفتارهای غیر دینی، این راهبرد نظام که از اندیشههای ضد استکباری حضرت امام(ره) تبلور یافته بود را زیر سؤال برده و مورد حمایت صهیونیستها در دنیا قرار گرفتند و در 13 آبان و 16 آذر بدون توجه به ماهیت ضد استکباری این روزها حرکتهایی در جهت تأمین منافع استکبار و متعاقب آن بیحرمتی به تصویر حضرت امام(ره) و آرمانها و شعائر امام(ره) یعنی جمهوری اسلامی و اقدام وقیحانه و شرم آور اهانت به ساحت قرآن کریم و بیحرمتی به خون پاک سالار شهیدان و عاشورای حسینی و اصل مترقی ولایت فقیه انجام گرفت که عمق رذالت و همچنین دروغگویی این افراد را در همراهی با امام(ره) و آرمانهای امام نشان داد.
در واقع این مسائل نشان داد که جماعت فتنهگر از همه مرزهای اخلاقی و اعتقادی عبور کردهاند و دیگر هیچ نسبتی بین آنان و امام(ره) و مردم بزرگ ایران نیست چرا که این جریان هیچ چارچوبی برای رفتار و اندیشه خود نداشته و مهمتر از همه هیچ اعتقادی به قانون اساسی و مسائل و مقدسات جامعه نیز ندارد و با شعار علیه اصل ولایت فقیه که جزو اساسیترین اصول قانون اساسی است بیاعتقادی به اسلام و ارزشهای حسینی را ثابت مینماید.
در واقع بیحرمتیها و اهانت روز عاشورا در جریان فتنه88 همان اهانت به ساحت مقدس حضرت امام(ره) وتفکرات و اندیشههای پاک و زلال ایشان و ادامه جسارتهای دیروز است که در بحران تیر 78 با شعارهای کذایی دنبال میگردید، همان جریانی که تظاهرات علیه خدا، انتقاد علیه معصومین و استیضاح کابینه ائمه هدی را تجویز میکردند؛ قیام کربلایی حسین بن علی(ع) را خشونت مینامیدند و افکار و اندیشه حضرت امام (ره) را عامل عقبماندگی ایران میدانستند و خواستار به موزه سپردن افکار ایشان بودند.
در واقع این جریان، یک جریان فرصتطلب آشکار است و نوع حمایتها نیز کاملاً معنی دار است. آنها به بهانه تقلب در انتخابات و اعتراض به نتیجه آن به صف آرایی علیه انقلاب اسلامی پرداختند و به بهانه اعتراض به ادعای دروغین خود به مبارزه با اندیشههای امام(ره)، ولایت فقیه و ارزشهای اسلامی پرداخته میشود. از این رو پاره شدن عکس امام(ره) و اهانت به آرمانهای انقلاب و ارزشهای حسینی و عاشورایی نتیجه زمینهسازی جریانی است که سالهاست تلاش خود را مصروف پاره کردن، تحریف کردن و محو کردن اندیشههای تابناک امام خمینی(ره) کردهاند.
بنابراین در مطالعه شکلگیری این گونه حوادث ابتدا ردپای تهاجم فرهنگی و سپس تهاجم امنیتی- سیاسی که به تعبیر مقام معظم رهبری در قالب جنگ نرم از سوی دشمنان انقلاب اسلامی در حال پیگیری است دیده میشود چرا که با تغییر در باورها و اندیشههای آحاد یک جامعه تغییر در رفتارهای سیاسی و ساختار حکومتی کشورها امکانپذیر است.
2 «فتنه» در یك ترازو
عباس حاجی نجاری - برای كسانی كه تحولات سیاسی دهه 70 در كشور را به درستی نشناختهاند همواره این سؤال مطرح است كه ریشه حادثه 18 تیر ماه 1378 چه بود و آیا تعطیلی یك روزنامه آنقدر اهمیت داشت كه به تبع آن غائلهای آنچنانی اتفاق بیفتد و حتی مقدم بر آن، آیا درج یك سند طبقهبندی شده وزارت اطلاعات كه مسئولان روزنامه سلام از طبقهبندی آن آگاهی داشتند، آنقدر اهمیت داشت كه هزینه تعطیلی روزنامه و حوادث پس از آن را پذیرا باشند.
مروری اجمالی بر آن حوادث بیانگر این است كه اگر در حوادث پس از انتخابات دهم «تقلب اسم رمز آشوب بود» در آن غائله نیز اقدام برنامهریزی شده مدیرمسئول روزنامه سلام در درج سند محرمانه وزارت اطلاعات نقطه آغاز آن فتنه بود. بعد از درج سند وزارت اطلاعات در روزنامه سلام مورخ 16/4/1378 موسویخوئینیها مدیر مسئول آن در دادگاهی كه پس از آن تشكیل شد مدعی شد كه آن نامه از طریق نمابر به روزنامه رسید و من از منبع آن اطلاعی نداشته و پس از درج در روزنامه هم آن را در سطل زباله انداختم! وقتی قوه قضائیه بعد از ظهر آن روز براساس قانون مطبوعات اقدام به توقیف روزنامه سلام كرد، فردای آن روز (17/4/1378) سعید حجاریان تیتر اصلی روزنامه صبح امروز را اینگونه نگاشت كه «آیا كسی میتواند هزینه تعطیلی روزنامه سلام را بپردازد» و كمتر از 20 ساعت پس از انتشار این پیام غائلهكوی دانشگاه آغاز میشود و در حالی كه در ماجرای آن شب كوی دانشجویی كشته نشده بود، صبح روز 18 تیرماه تمام دانشگاههای كشور سیاهپوش شده و تصویر 26 نفر كه گردانندگان حادثه مدعی شده بودند كه در ماجرای كوی كشته شدهاند به عنوان «شهید دانشجو» به سراسر كشور مخابره میشود تا هسته اصلی فتنه و هیجان اجتماعی مورد نیاز متكی بر این «دروغ» شكل بگیرد؛ غائلهای كه محوریت آن مسئولان وقت وزارت علوم، وزارت كشور و ... بودند.
دو فتنه 18 تیرماه 78 و فتنه بعد از انتخابات دهم، هر دو به لحاظ زیربناهای فكری، سیاسی و فرهنگی مشترك و عناصر حلقههای كیان، سلام، ملی- مذهبیها و سازمان مجاهدین عاملان اصلی بودند، اگر چه در فتنه بعد از انتخابات تجربه آنها بیشتر شده و حساب شدهتر عمل كردند چرا كه در غائله 18 تیرماه گردانندگان ماجرا ادعای دفاع از امام (ره) و ارزشها و ... را نداشتند بلكه در بیان مواضع ضددینی و ضد انقلابی خود و دفاع از مبانی سكولاریسم كه در پوشش گفتمان توسعه سیاسی آن را نهادینه كرده بودند، ابایی نداشتند، اما این بار و در فتنه بعد از انتخابات، منافقانه دم از امام(ره) و انقلاب و ارزشهای دینی زدند. در فتنه 18 تیرماه 78 امكانات دولت وقت در اختیار آشوبگران بود؛ از امكانات وزارت علوم و وزارت كشور و موبایلهای سازمان حفاظت محیطزیست وقت گرفته تا اطلاعات طبقهبندی شده حساسترین مراكز امنیتی كشور در خدمت غائلهسازان بود به گونهای كه حتی كوكتل مولوتفهایی كه علیه نیروی انتظامی و مردم بیگناه به كار میرفت همراه غذای متحصنین به داخل كوی دانشگاه منتقل میشد. اما بهرغم همه اینها فتنه تیرماه 78 به دلیل نداشتن پایگاه اجتماعی و محدود شدن دامنه تحركات به برخی از تشكلهای دانشجویی به سرعت رو به خاموشی گذاشت اگرچه لحظه تاریخی 23 تیرماه نشان داد كه گردانندگان غائله فاقد پایگاه مردمی هستند.
در تبیین تئوریك ابعاد جنگ نرم دشمنان علیه انقلاب اسلامی، جنگ نرم علاوه بر امكانات و ابزار خاص خود بر سه ركن اصلی استوار است، دشمنان بیرونی، بازیگران یا همان فعالان داخلی و بدنه اجتماعی و تحقق پدیده جنگ نرم منوط به آماده بودن این سه ركن در كنار هم است. تفاوت اصلی غائله 18 تیر با فتنه بعد از انتخابات در این ركن سوم بود چرا كه هم دشمن بیرونی و اراده آن و هم فعالان سیاسی یا گردانندگان داخلی جنگ نرم در هر دو فتنه مشترك بودند اما آنچه عاملان فتنه بعد از انتخابات را به پیروزی امیدوار كرده بود، چیزی بود كه در عرصه اجتماعی و در كف خیابان نمود یافت.
شور و حال مردم در انتخابات دهم ریاست جمهوری كه بینظیر و محصول مهندسی و مدیریت نظام برای ایجاد یك مشاركت حداكثری بود، این تصور را در میان عاملان داخلی جنگ نرم دشمن ایجاد كرد كه با طرح دروغ و فریب تقلب در انتخابات قادر خواهند بود آن هیجان و شور اجتماعی را در صحنه حفظ كرده و در مقابله با نظام به كار گیرند و بالاخره این تلاش بیست ساله خود در براندازی نظام جمهوری اسلامی را با این ظرفیت اجتماعی تحقق بخشند كه البته این بار نیز روشنگریهای مقام معظم رهبری و دیگر بزرگان نظام و آگاهی و بصیرت مردم بر اهداف فتنهگران غلبه كرد و آنچه برای سران فتنه باقی ماند رسوایی اجتماعی و عیان شدن سرسپردگی آنها در مقابل دشمنانی بود كه از ابتدای شكلگیری انقلاب اسلامی همواره به دنبال فروپاشی نظام اسلامی ایران بودند.
:: موضوعات مرتبط:
سیاسی ,
,
:: بازدید از این مطلب : 240
|
امتیاز مطلب : 52
|
تعداد امتیازدهندگان : 14
|
مجموع امتیاز : 14