با گذشت كمتر از يك سال از حاكميت جناح چپ بر قوه مجريه، سعيد حجاريان تئوريسين اين جناح در گفتوگويي با روزنامه ايران، فتح سنگر به سنگر را به عنوان راهبرد جبهه دوم خرداد اعلام كرد. حجاريان با بيان اين كه دوم خرداد سنگر و جبهه مردم سالاري را تا حدود زيادي در خاك حريف به پيش برده است و در افق بسيار بالايي خط جبهه را ترسيم كرده است، گفت: نخستين وظيفه ما مثل هر استراتژيست نظامي اين است كه با ايجاد سنگرهاي مستحكم مانع تك و پيشروي حريف شويم و همچنين خطوط تداركاتي، لجستيك و مواصلاتي را تقويت كنيم تا اجازه ندهيم به سنگرهايمان حمله شود. تنها سلاح در نبرد سياسي، گرفتن كرسي در مجلس و دولت است.
و مواصلاتي را تقويت كنيم تا اجازه ندهيم به سنگرهايمان حمله شود. تنها سلاح در نبرد سياسي، گرفتن كرسي در مجلس و دولت است.
مدير مسئول روزنامه صبح امروز پس از بيان لزوم ايجاد دوقطبي شديد در فضاي كشور راهبرد اصلي جبهه دوم خرداد، قرار دادن خط جبهه در آن سوي قوه مجريه و حركت به سمت قوه مقننه اعلام كرد. در راستاي ايجاد اين دوقطبي شديد در جامعه مرعوب ومنفعل كردن دستگاههاي انتظامي ، امنيتي و سپاه پاسداران در دستور كار قرار گرفت.
در اواخر سال 76 روزنامه جامعه به مديريت حميدرضا جلاي ي پور و محسن سازگارا، پس از تحريف سخنان رحيم صفوي، فرمانده سپاه پاسداران در حملاتي بي سابقه او را با پل پوت (خون آشام كامبوج)وصدام مقايسه كردند! در يك حمله مشكوك به عبدالله نوري و عطاا... مهاجراني در نماز جمعه تهران، خاتمي دستور ايجاد كميته اي ويژه را دادو تعدادي از عناصر حزب اللهي چند روز بازداشت شدند اما مهمترين بخش اين سناريو منفعل كردن وزارت اطلاعات بود.
اطلاعيه تاريخي
در تاريخ 15/10/1377 وزارت اطلاعات با انتشار بيانيهاي قتلهاي آذر ماه را كه در آن داريوش و پروانه فروهر، محمد مختاري و محمدجعفر پوينده به طرز فجيعي به قتل رسيده بودند، به معدودي از عوامل خودسر اين وزارت نسبت داد. در بخشي از اين بيانيه آمده بود: وزارت اطلاعات بنا به وظيفه قانوني و به دنبال دستورات صريح مقام معظم رهبري و رياست محترم جمهوري، كشف و ريشهكني اين پديده شوم را در اولويت كاري خود قرار داد و موفق گرديد شبكه مزبور را شناسايي، دستگير و تحت تعقيب قرار دهد و با كمال تأسف معدودي از همكاران مسئوليتناشناس، كجانديش و خودسر اين وزارت كه بيشك آلتدست عوامل پنهان قرار گرفته و در جهت مطامع بيگانگان دست به اين اعمال جنايتكارانه زدهاند، در ميان آنها وجود دارند. اين اعمال جنايتكارانه نه تنها خيانت به سربازان گمنام امام زمان(عج) محسوب ميشود بلكه لطمه بزرگي به اعتبار نظام جمهوري اسلامي ايران وارد آورده است.
هر چند اين اطلاعيه كه براي اولين بار از اخبار ساعت 14 پخش ميشد، نقطه عطفي در تاريخ دستگاههاي امنيتي جمهوري اسلامي ايران بوداما حتي روزهاي پيش از مشخص شدن عوامل قتلها اعضاي حزب مشاركت به همراه مليـ مذهبيها و راديوهاي بيگانه، انگشت اشاره خود را به سوي يك جناح سياسي نشانه گرفته بودند. بعدها مشخص شد كه اطلاعيه وزارت اطلاعات، بدون اطلاع دري نجفآبادي، وزير وقت اطلاعات و در نهاد رياست جمهوري توسط مشاوران امنيتي محمد خاتمي نوشته و منتشر شده است صبح آن روز نيز روزنامه سلام در سرمقالهاش پيشاپيش به محورهاي كليدي اين بيانيه پرداخته است.
عزتالله سحابي، رهبر ملي ـ مذهبيها در اولين اظهار نظر انتساب قتلها به جناح انحصار غيرقابل انكاردانست و گفت: نظريهپردازها، مبلغها، مجوز شرعي صادركنها و فتوا بدهها، همه در اين جناح مقابل قرار دارند.
اينگونه اظهارات، در مقطع زماني خاصي به صورت برنامهريزي شده تعقيب مي شد. اما زماني كه اطلاعات موثق و دقيقي از پرونده فاش شد و بر همه مسلم گرديد كه عامل قتلها از اصلاحطلبان ميباشد، مشاركتيها تا حدودي عقبنشيني كردند. در اين باره جلاييپور، عضو شاخص حزب مشاركت اذعان ميكند كه درست نيست همه وقايعي كه در كشور اتفاق ميافتد به حساب جناح محافظهكار گذاشته شود.
دومين هدف رسانهها و بلندگوهاي تبليغاتي جناح دوم خرداد برخي علما و روحانيون انقلابي بودند كه پس از دوم خرداد مخالفتشان را با روند دولت خاتمي اعلام كرده بودند. در اين راستا اكبر گنجي، اين چنين روحانيون انقلابي را آماج حمله قرار ميدهد: يكي از پرسشها اين است كه حكم شرعي اين جنايات توسط چه كساني صادر شده؟ در پاسخ به اين اتهام، نيازي، رئيس سازمان قضايي نيروهاي مسلح وقت، طي مصاحبهاي قاطعانه اعلام كرد كه تاكنون هيچ يك از متهمان ادعا نكردهاند كه براي ارتكاب اين قتلها مجوز و حكم شرعي داشتهاند اما تكذيب نيازي پايان بخش ادعاهاي مشاركتيها نبود و تا چند سال هر عالم روحاني كه كوچكترين اعتراضي به دولت خاتمي ميكرد از سوي محافل وابسته به حزب مشاركت به فتواسازي در ماجراي قتلهاي زنجيرهاي محكوم ميشد. با اين حال فعالان اصلي جناح دوم خرداد مانند اكبرگنجي نميتوانستند از سوژه قتلهاي زنجيرهاي چشم بپوشند از نگاه آنان بايد نگاه جامعه را همواره به نقطهاي دور خيره نگهداشت و سرابي را در ذهنها به تصوير كشيد تا با نزديك شدن به واقعيت، دوباره در نقطهاي دورتر خود را نمايان سازد. در فتنه قتلهاي زنجيرهاي، با وجود آنكه عوامل اصلي قتلها دستگيرشده بودند اما رسانههاي وابسته به حزب مشاركت، بهويژه اكبر گنجي، سعي كردند تا با طرح سوژههاي خيالي به خلق داستانپردازي بپردازند.
واژههايي نظير «عاليجنابان سرخپوش و خاكستري» در اين مقطع با هدفي مغرضانه خلق ميشوند. در رمانهاي اكبر گنجي، هتك حرمت شخصيتهاي موجه، نهادهاي انقلابي و مسئولان ارشد نظام دنبال ميشد و اين ترور شخصيتها را گنجي آنچنان رندانه انجام مي داد كه بتواند از عواقب حقوقي آنها فرار كرده و خود را در ساحلي امن قرار دهد.
علوي تبار، از تئوريسينهاي حزب مشاركت در رابطه با اتهامزني قتلها اذعان ميكند: ما براي بخش عمدهاي از اين ادعاهايي كه در مطبوعات نوشته ميشود، سند دادگاهپسند نداريم و قبول داريم كه درست است، اما در هيچ دادگاهي قادر به اثبات اين مطلب نيستيم. وي در ادامه، هدف اصلي اتهامزنيها را كاربرد اهرم فشار در مقابل نظام ميداند: ما در واقع به عنوان يك اهرم فشار از آنها استفاده ميكنيم و الا اينها تحليلي است و يا براساس اطلاعات شفاهي است و اين حربهاي است كه اگر از ما گرفته شود و يا به دادگاه كشيده شود، ديگر قادر به اثباتش نيستيم.
فعالان دوم خردادي همچنين با عطش خاصي به «مقتولسازي» پرداختند. طبق سناريو، هر فعال سياسي كه در سال هاي گذشته سكته كرده بود و يا در اثر تصادف جان باخته بود، بايد به فهرست قتلهاي زنجيرهاي افزوده ميشد. عمادالدين باقي و اكبر گنجي اين مأموريت را بر عهده داشتند. باقي در مورخه 30/10/1377 در مقالهاي كه روزنامه خرداد آن را به چاپ رسانيد از هجده نفر به عنوان مقتولين نام برد و آنان را در كنار فروهر و همسرش، مختاري و پوينده رديف كرد. اكبر گنجي، كه رؤياپردازتر از باقي بود، در روزنامه آفتاب امروز، ارگان حزب مشاركت، اين رقم را تا 120 نفر افزايش داد و طبق روال گذشتهاش، نه نامي از مقتولين آورد و نه دليلي بر ادعاي خود ذكر كرد و نوشت كه در ذيل پروژه قتلعام درماني در دهه گذشته، به طور متوسط در هر ماه يك نفر به قتل
رسيده است.
برنامه چراغ و تحليل اوليه
اما در مقابل آتش توپخانه جناح دوم خرداد، روح الله حسينيان اولين شخصيتي بود كه به ميدان آمد وچند روز پس از اطلاعيه وزارت اطلاعات، در يك گفتوگوي زنده تلويزيوني به نام برنامه چراغ و مصاحبه با روزنامه كيهان به بيان تحليلش از فتنه قتلهاي زنجيرهاي پرداخت.
حسينيان در ابتداي مصاحبهاش با روزنامه كيهان كه در روز 22 دي ماه 1377 منتشر شد، درباره جهتگيري فكري عناصر دستگير شده گفت: نيروهايي كه مرتكب چنين قتلهايي شدند از لحاظ سياسي از طرفداران جناح چپ استحاله شده و از هواداران جدي آقاي خاتمي بودند.
حسينيان همچنين چند تحليل را درباره قتلهاي زنجيرهاي مؤثر دانست و گفت: يك عامل ممكن است مرتكبين از روي اعتقادات مذهبي و احساسات ديني يا داشتن تحليل خاصي به اين نتيجه رسيده باشند، اما با توجه به اين كه مسئول و عامل اصلي اين قتلها از افراد چپ هوادار جريان دوم خرداد بودند، سؤال اساسي اين است كه افراد فوق چگونه به چنين تحليلي رسيدهاند، در حالي كه اين گونه اقدامات مخالف شعارهاي آقاي خاتمي است.
حسينيان در ادامه از راز بزرگي نيز پرده برداشت: افراد دستگير شده در صحبتهاي اوليه خود گفتهاند چون هماهنگي بين نيروهاي ضدانقلاب و ضددين را با جبهه دوم خرداد خطري براي انقلاب تشخيص دادند دست به اين اعمال زدند تا همبستگي جبهه حاكم و ضدانقلاب كه زير نام آقاي خاتمي لانه كردهاند را متلاشي سازند.
رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي تحليل دوم از فتنه قتلهاي زنجيرهاي را اين گونه بيان كرد:
شاخهاي از جناح چپ اخيراً به طور علني اعلام كردند كه ميخواهند كانونهاي قدرت نظام را سنگر به سنگر فتح كنند و ممكن است اينها براي اشغال وزارت اطلاعات توطئهاي طراحي كرده باشند. مدتي است نيروهاي چپ فرصتطلب در حال تدوين سناريويي براي در دست گرفتن وزارت اطلاعات هستند. اينها از همان اول تحليل ميكردند چون وزير اطلاعات آدم سادهاي است لذا با استفاده از او ميتوان تمام نيروهاي چپ فرصتطلب را حاكم كرده و نيروهاي مذهبي و مخلص وزارت اطلاعات را قلع و قمع كرد و در اين راه چند معاون و مسئول را به آقاي درينجف آبادي تحميل كردند اما وزير اطلاعات تعادل را حفظ كرده و زير بار در خواستهاي اضافي آنها نرفت.
درست زماني كهاين افراد چپگرا خود را شكست خورده يافتند خبرهايي ميرسيد مبني بر اين كه اين افراد در حال طرحريزي يك سناريو جهت حذف وزير اطلاعات هستند لذا احتمال زيادي وجود دارد كه با اين ديدگاه انحرافي و قدرت طلبانه آنها فريب خورده و به آلت دست براي توطئههاي اخير تبديل شده باشند. آنها در برنامه پيشبيني شده خود بر آن بودند تا شعار تبليغاتي عليه رقباي سياسي خود به راه بيندازند كه ديديم چنين كردند و بعد ميخواستند زمينه را براي بسيج روزنامههاي وابسته به خود جهت وادار كردن وزير اطلاعات به استعفا و يا عزل وي آماده كنند كه در اين جهت هم پيش رفتند. سپس قرارشان اين بود كه در دوره فترت يكي از همان نيروهاي چپ استحاله شده را به عنوان قائم مقام به وزارت اطلاعات تحميل نمايند و پس از قلع و قمع نيروهاي مذهبي و وفادار به اصول و آرمانهاي امام و انقلاب، نيروهاي فرصتطلب را جايگزين كنند و سپس با توافق دو جناح، دست به انتخاب وزير جديد با يك وزارتخانه متلاشي روبهرو بوده و هيچ كاري هم از او ساخته نخواهد بود. حسينيان در انتهاي سخنانش تأكيد كرده كه وزير اطلاعات بدون هيچ تعارفي مسائل درون وزارتخانه را بايد براي مردم توضيح دهد و مطمئن باشد مردم براي حفظ انقلاب از هيچ چيز دريغ نخواهند كرد. اما دري نجف آبادي وزير اطلاعات چند روز بعد همانگونه كه حسينيان پيشبيني كرده بود، استعفا داد و علي يونسي، رئيس سازمان قضايي نيروهاي مسلح كه از قديم روابطي با نيروهاي چپ داشت، با بيش از 200 رأي وزير اطلاعات شد.
هيأت بررسي
محمد خاتمي هم در فتنه قتلهاي زنجيرهاي پس از چند سخنراني آتشين گروهي سه نفره را مأمور پيگيري ماجرا كرد. علي ربيعي، مشاور امنيت خاتمي، علي يونسي، رئيس وقت سازمان قضايي نيروهاي مسلح و ناصر سرمدي پارسا، معاون وقت امنيت داخلي وزارت اطلاعات اعضاي اين كميته سه نفره بودند كه گفته ميشود، سعيد حجاريان آنها را به محمد خاتمي پيشنهاد كرده است.
علي ربيعي بعدها در تنها مصاحبهاش درباره قتلهاي زنجيرهاي درباره چگونگي دستگيري متهمان ميگويد: ما به افراد عمده اين گروه يعني عاليخاني و اسلامي، بدون ترديد شك داشتيم و حدس قوي ميزديم كه قتلها كار آنها است. لذا يك برنامهاي در جلسهاي ريخته شد كه من يقين داشتم كه به گوش اسلامي ميرسد. در آن جلسه گفتيم كه قرار است در چند روز آينده اين افراد دستگير شوند و اتفاقاً با آقاي يونسي نيز هم نظر بوديم. بحث بازداشت، به ضعيفترين حلقه اين گروه، فشار وارد كرد و به نظر من موسوي حلقه ضعيف آنها بود. اينها ميخواستند مسئله را سريعتر بگويند كه بله اين كار را كه كرديم تشكيلاتي بود و اين، آنها را شكست. ساعت حدود 12 شب بود كه بنده در منزل بودم و كسي زنگ زد و گفتند كه با شما كار دارند. رفتم دم در ديدم كه بله! يكي از همين متهمان به در منزل آمده است. با وي قرار گذاشتيم كه فردا به اداره بيايد و بعد با هم صحبت كنيم. او صبح به اداره آمد و ماجراي قتلها را به من گفت. حدود سه ساعت از 9 صبح تا يك بعد از ظهر بخشي از اين مسائل را اين فرد گفت. من همانجا به آقاي خاتمي تلفن زدم كه به نظر من قصه روشن و باز شده است. حداقل اين است كه بخشهاي عمدهاي از حدسيات ما درست بوده و ميتوان آن را پيگيري قضايي كرد. روز بيست و سوم دي ماه روزنامه صبح امروز متعلق به سعيد حجاريان، اولين بيانيه كميته تحقيقِ قتلهاي مشكوك را منتشر كرد. اين كميته صبح همان روز با محمد خاتمي ديدار كرده بودند. در اين بيانيه آمده بود: به اطلاع ميرساند: […] 1- تعدادي از عناصر مؤثر در سطح اول عملياتي باند مورد نظر تاكنون بازداشت و تحت بازجويي قرار گرفتهاند. 2- تعدادي ديگر، پس از شناسايي مستند و مستدرك، در حال حاضر تحت كنترل اطلاعاتي قرار دارند.3- طراحان و عاملينِ فاز عملياتي و اقدام، شناسايي شدهاند.4- پس از كشف و شناسايي طراحان و قاتلين، تحقيقات وسيعي براي شناسايي سرنخهاي بيروني و مسبب اصلي قتلهاي مشكوك انجام گرفته است.5- به اطلاع هم ميهنان و امت آگاه ميرساند، اطلاعات فراواني در خصوص اين جريان<
:: موضوعات مرتبط:
سیاسی ,
,
:: بازدید از این مطلب : 201
|
امتیاز مطلب : 52
|
تعداد امتیازدهندگان : 15
|
مجموع امتیاز : 15