عقب نشيني توام با استيصال سران فتنه از راهپيمايي و آشوب خياباني آن هم با اين توجيه كه اين كار به عقلانيت نزديك است، پرسش ها و دردسرهاي بزرگتري را متوجه آنان كرده است.
روز گذشته برخي سايت هاي كانوني فتنه نظير كلمه، جرس، امروز، نوروز، راديو فردا، بي بي سي و... تلاش كردند با توليد مطالب توجيهي مشابه، ادعاي موسوي و كروبي در بيانيه اخير خود مبني بر لغو راهپيمايي را جا بيندازند. اين تقلاي مشترك رسانه اي پس از آن اوج گرفت كه احساس شد اقدام سران فتنه، به سردرگمي و نااميدي و احساس شكست گسترده در ميان بقاياي فتنه دامن زده است. در اين ميان سايت كلمه از جمله در تحليلي مدعي شد: بيانيه لغو راهپيمايي بدان خاطر بود كه دولتيان به يك بحران تمام عيار نياز دارند و مقابله خونبار را بارها توانسته اند تمرين كنند. جنبش سبز بايد عقلانيت خود را ثابت كرده و راههاي كم هزينه را در پيش بگيرد. حضور در خيابان ها پرهزينه است.
كلمه در نوشته ديگري مدعي شد دولت دنبال ماجراجويي است و به تحركات راديكال نياز دارد.
اين سايت ضدانقلابي كه توسط موسوي مديريت مي شود، در اقدامي هماهنگ با موضع تبليغاتي جبهه استكبار مدعي شد: «تصويب قطعنامه جديد سازمان ملل اصولا مديون سياست هاي ماجراجويانه دولت است.»
اين ادبيات دقيقا ادبيات كساني چون اوباما، هيلاري كلينتون و رابرت گيتس در آمريكاست و اساسا به حق قانوني ملت ايران در برخورداري از فناوري هسته اي اشاره نمي كند. اين در حالي است كه جمهوري اسلامي در راستاي نشان دادن هويت واقعي استكبار جهاني، بيانيه تهران را براي مبادله سوخت اتمي صادر كرد كه همان زمان هم با لحن منافقانه و بهانه جويانه ميرحسين موسوي مواجه شد. او آن هنگام مدعي شد جمهوري اسلامي سياست امتيازدهي پيشه كرده است و اكنون در ادعايي متناقض از ماجراجويي جمهوري اسلامي دم مي زند!
اما آنچه در توجيهات شبكه رسانه اي فتنه بر سر عقب نشيني توام با استيصال سران فتنه از آشوب خياباني قابل توجه است، ادعاي عقلانيت و تدبير است. اكنون طيف هاي بي طرف و حتي مخالفان دورانديش تر جمهوري اسلامي مي پرسند اگر عقلانيت در پرهيز از اردوكشي خياباني است، پس چرا كروبي و موسوي و برخي احزاب تندرو نظير مشاركت و سازمان مجاهدين به 8 ماه «بي عقلي» و «راديكاليسم كور توام با خشونت» دست يازيدند و چهره اي برانداز و خشونت طلب و قانون شكن از خود برجاي گذاشتند؟ «لغو راهپيمايي براساس عقلانيت بود»، يعني تمام تجمعات توام با خشونت و آشوب در 25 و 30 خرداد و سپس روز قدس و 13آبان و 16آذر و 6 دي (عاشورا)، هم غيرقانوني و هم نابخردانه و احمقانه بوده است! اين همان واقعيتي است كه چند هفته پيش عباس عبدي در گفت وگو با دويچه وله عنوان كرد و تاكيد نمود كه حضور توام با خشونت و شعارهاي تند در خيابان، نقض غرض حركتي بود كه مي خواست خود را ضد خشونت نشان دهد. از سوي ديگر ناظران و تحليلگران مي پرسند اگر راديكاليسم و بي قانوني و آشوب، بازي در پروژه جمهوري اسلامي است پس سران فتنه به مدت يك سال، اپوزيسيون را در زمين جمهوري اسلامي بازي داده اند!
در واقع مي توان گفت موسوي و كروبي و نظاير آنها خود به خود عاقل نشده اند بلكه هنگامي كه روز 9 دي سرشان به سنگ خورد و 22بهمن فهميدند چاقويشان نمي برد، در بن بستي دوسويه گرفتار شدند و كم هزينه ترين گزينه پيش پاي آنها همين اعلام لغو راهپيمايي 22خرداد با ادعاي عقلانيت و نگراني براي جان مردم بود. سران فتنه با اقدام كذايي كوشيدند مانع از نمايش ريزش قريب به اتفاق بدنه فتنه در خيابان شوند.
شايان ذكر است كه برخي رسانه هاي ضدانقلاب در تحليل هاي خود از استيصال سران فتنه، ماجراي مضحك اسب تروا را به رخ كشيده اند. سايت ضدانقلابي ايران گلوبال در اين زمينه نوشت: جمهوري اسلامي بر مبناي تجربيات يك سال گذشته خود را براي مقابله آماده و مجهز كرده است. سون تزو نظريه پرداز جنگ به ما مي آموزد آنگاه كه دشمن نيرومند، مجهز و آماده است، بايد از مصاف با او پرهيز كرد. تاكتيك خياباني فعلا كاربرد ندارد. اسب تروا را فقط مي توان يك بار به كار برد. بار دوم فقط مي شود يك فيلم هاليوودي از آن ساخت(!)
:: موضوعات مرتبط:
سیاسی ,
,
:: بازدید از این مطلب : 271
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0